الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

300

الغدير ( فارسي )

هشام بدعت نهاد . و بروايت ديگرى از ابن منذر ، عبد اللَّه بن زبير بدعت نهاد . » ( 1 ) زرقانى در « شرح موطأ » ( 2 ) همين گونه مىنويسد . سيوطى در « اوائل » مىنويسد : « اذان گفتن در نماز فطر و قربان را بنو مروان باب كردند . اين مطلب را ابن ابى شيبه از قول ابى سيرين ( 3 ) ثبت كرده است . همو از قول سعيد بن مسيب چنين ثبت كرده كه اولين كسى كه اذان گفتن در نماز فطر و قربان را بدعت نهاد معاويه بود . و از قول حصين چنين ثبت كرده كه اولين كسى كه در عيد اذان گفت زياد بود . » ( 4 ) شوكانى در « نيل الاوطار » مىنويسد : « ابن قدامه در كتاب » مغنى « مىگويد : دربارهء ابن زبير روايت شده كه وى اذان و اقامه گفته است . و گفته‌اند : اولين كسى كه در عيد فطر و قربان اذان گفت زياد بود . ابن ابى شيبه در كتاب « مصنف » با سندى صحيح از قول ابن مسيب چنين آورده كه اولين كسى كه اذان گفتن در عيد را بدعت نهاد معاويه بود . ( 5 ) آنچه مسلم است و ائمهء مذاهب بر آن اتفاق دارند اين است كه اذان و اقامه گفتن جز در نمازهاى معين جايز نيست . شافعى در كتاب « الأم » مىنويسد : « اذان جز براى نمازهاى معين نيست . زيرا ما نديده‌ايم كه براى پيامبر خدا ( ص ) جز به هنگام نمازهاى معين اذان گفته باشند . بهتر اين است كه پيشنماز به مؤذن دستور دهد كه در اعياد و نمازهاى جماعت كه مردم جمع ميشوند بگويد : الصلاة جامعة . يا بگويد : وقت نماز در رسيد . و اگر بگويد : بيائيد براى نماز ، عيبى ندارد . و اگر بگويد : حى على الصلاة ، اشكالى ندارد گر چه چون جزو اذان است بهتر آن كه از گفتنش خوددارى شود . . . » ( 6 ) مالك در « موطأ » مىگويد : « از چندين

--> ( 1 ) . 2 / 202 . ( 2 ) . 1 / 323 . ( 3 ) - چنين نوشته است لكن درست « ابن سيرين » است . ( 4 ) - ص 9 . ( 5 ) . 3 / 364 . ( 6 ) . 1 / 208 .