الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
295
الغدير ( فارسي )
فتاواى فقها بر اساس همين احاديث ثابت ، و همين سنت مسلم صادر گشته است . قرطبى در تفسيرش مىنويسد : « علما بر اظهار نظر طبق اين احاديث همداستان گشتهاند و فقهاى اسلام بر آن اجماع يافتهاند به استثناى مبادلهء جو و گندم ، و » مالك « اين دو را يك صنف دانسته است » . ( 1 ) ابن رشد در « بداية المجتهد » مىنويسد : « علما متفقند بر اين كه معاملهء طلا با طلا و نقره با نقره جز به صورت پاياپاى و همانند روا نيست » . ( 2 ) در كتاب « الفقه على المذاهب الاربعة » چنين آمده است : « ائمهء مسلمانان در اين اختلافى ندارند كه رباى نسيه حرام است ، و اين بىمجادله از گناهان كبيره است . و كتاب خدا و سنت پيامبرش و اجماع مسلمانان بر آن دليل است . . . » ( 3 ) و « رباى افزوده چنان است كه مورد معامله با جنس از نوع خود بدون تأخير در دريافت آن مبادله شود . و اين بموجب هر چهار مذهب حرام است » . ( 4 ) اين ، حكم خدا و پيامبر ( ص ) و رأى مسلمانان بطور همگانى و اجماعى است . اما معاويه كار تكبر و غرور گستاخانه را به جائى رسانده كه دربارهء ربا خوارى مىگويد : خدا و پيامبرش چنان گفتهاند و من چنين مىگويم ! آنان ربا را بشدت حرام و نكوهش كردهاند و او جايز و پسنديده مىشمارد و نمىگذارد حديث پيامبر ( ص ) را دربارهء ربا خوارى نقل و منتشر كنند و چندان خشونت بخرج مىدهد و سختگيرى مينمايد كه صحابى پاكدامن و عاليمقامى به جرم نقل حديث پيامبر ( ص ) از خانه و ديارش رانده و تبعيد مىشود . دربارهء معاويه چه مىتوان گفت ، در حق كسى كه با خدا و پيامبرش به جنگ برخاسته و آنچه را حرام شمردهاند روا شمرده و از حدود و مقرراتشان تخلف كرده است ؟ ! در مورد كسى كه آيات خدا را كه بر گوشش فرو خوانده مىشود مىشنود و سپس از سر خود بزرگگيرى بر رأى خويش اصرار ورزيده و لجبازى مىنمايد
--> ( 1 ) - تفسير قرطبى 5 / 349 . ( 2 ) . 2 / 194 . ( 3 ) . 2 / 245 . ( 4 ) . 2 / 247 .