الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
266
الغدير ( فارسي )
نگهدار و چنين نفرين زشتى نكن » ( 1 ) 69 - شريك بن اعور - كه مردى زشترو بود - به درگاه معاويه رفت . معاويه به او گفت : تو زشتى ، و زيبارو بهتر از زشترو است . و تو « شريك » هستى و خدا شريك ندارد . و پدرت « اعور » ( يعنى يك چشم ) است و بينا بهتر از يك چشم است . با اينحال چطور سرور قومت شده اى ؟ گفت : تو « معاويه » اى و معاويه به ماده سگى مىگويند كه عوعو مىكند و سگهاى نر را به خويش مىخواند . و تو پسر « صخر » ى و جلگه بهتر از صخره و سنگلاخ است . و تو پسر « حرب » ( بمعنى جنگ ) هستى و صلح بهتر از جنگ است . و تو پسر اميه اى و « امية » يعنى كنيزك . با اين حال چطور امير المؤمنين شده اى ؟ ! اين بگفت و از دربارش بيرون شد در حالى كه چنين مىسرود : آيا معاوية بن حرب مرا بد مىگويد در حالى كه شمشير برانم همراه من است و زبان گويايم و از قبيلهام شير مردانى گرداگرد منند كه از سر شيفتگى به نبرد و هجوم در غرشند ؟ ! از بيخردى مرا بخاطر زشتروئىام سرزنش مىكند و نمىداند كه زيبا رويان بدكارهاند ! ( 2 ) معاويه آن سخنان نيشدار را مىشنيد و تير آن طعنهها را كه به خاطر اسمش بر او فرود مىآمد بر تن هموار مىساخت و شايد چون آن سخنان به او گفته مىشد مىدانست بچه معنا است ، و چاره اى هم نداشت چون مادرش او را چنين ناميده بود و نمىتوانست مادر خويش را تخطئه نمايد . پس حيله اى انديشيد و يك ميليون درهم به عبد اللَّه بن جعفر طيار بخشيد تا اسم يكى از فرزندانش را معاويه بگذارد ( 3 ) به اين گمان كه وقتى همنامى در خاندان پاك و پر افتخار هاشمى يافت بار ننگش سبكتر خواهد گشت و كمتر او را به خاطر اسمش عيب خواهند نمود غافل از اين كه
--> ( 1 ) - عقد الفريد 2 / 143 + نزديك به اين مضمون در مستطرف ، ابشيهى 1 / 73 . ( 2 ) - مستطرف 1 / 72 . ( 3 ) - تاج العروس 10 / 260 .