الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

265

الغدير ( فارسي )

كه عوعو كنان ( 1 ) سگهاى نر را بسوى خويش مىخواند ، و اميه جز تصغير « امه » ( يعنى كنيز ) نيست ! از قول فضل بن سويد نيز مىنويسد : « جارية بن قدامه به نمايندگى نزد معاويه رفت . معاويه به او گفت : تو همراه على بن ابيطالب به راه افتاده اى و شعلهء آتش افروخته و در دهكده‌هاى عربى گشته و خونشان را ريخته اى . جاريه گفت : معاويه ! دست از على بردار . على را از وقتى دوستدارش گشته‌ايم هرگز بدخواهش نشده‌ايم و از وقتى همراهش شده‌ايم دورنگى و دغلى با وى ننموده‌ايم . معاويه گفت : واى بر تو جاريه ! خانواده ات وقتى اسمت را جارية ( كنيز ) گذاشتند چقدر به تو اهانت نمودند ! گفت : تو اى معاويه ! چقدر حقيرت شمردند خانواده ات وقتى كه معاويه نامت دادند . . . « اين را به تمامى و با آن قبلى سيوطى در تاريخ الخلفا نوشته است . ( 2 ) ابن عبد ربه به اين عبارت نوشته است : معاويه به جاريه گفت : خانواده ات وقتى اسمت را جارية گذاشتند چقدر به تو اهانت نمودند ! گفت : تو را خانواده ات چقدر حقير شمردند كه معاويه نام دادند كه به سگ ماده مىگويند . گفت : اى بىمادر ! گفت : مادرم مرا براى شمشيرهائى به دنيا آورده كه وقتى به نزدت آمديم در دست داشتيم . گفت : مرا تهديد مىكنى ؟ ! گفت : ( به خدا دلهائى كه با آن به تو كينه مىورزيديم هنوز در اندرون ما است و شمشيرهائى كه بوسيله اش با تو جنگيديم در دستمان است ( 3 ) ) تو به زور كشورمان را نگشوده اى و با قدرت قهريه بر ما تسلط نيافته اى ، بلكه عهد با ما بسته اى و التزام سپرده اى و در ازايش تعهد اطاعت و فرمانبردارى كرده‌ايم ، اگر به تعهدت وفا كنى به عهدمان وفا خواهيم نمود و در صورتى كه جز اين باشد و به كار ديگرى متوسل شوى بايد بدانى كه ما كه اينجا آمده‌ايم مردانى سر سخت و پرخاشگر و زبان آورانى قاطع را پشت سر نهاده‌ايم . معاويه گفت : خدا در ميان مردم مثل تو را زياد نكند . گفت : حرف خردمندانه بزن و احترام ما را

--> ( 1 ) - از ساختمان اسم معاوية استفاده كرده است و مىگويد : ما معاوية الاكلبة تعاوى الكلاب . ( 2 ) - تاريخ الخلفاء 133 . ( 3 ) - اين عبارت از « مستطرف » ، ابشيهى ، 1 / 73 است .