الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

243

الغدير ( فارسي )

38 - در نطقى براى برانگيختن مردم به جنگ با معاويه ، مىفرمايد : « مردم ! آمادهء جنگ با دشمنى شويد كه جهاد عليه او ، مايهء تقرب به خداى عز و جل است و دريافتن وسيله و رابطه اى در آستانش ، جماعتى كه از حق سرگشته‌اند و آن را نمىبينند ، در توزيع درآمد ظلم و ستم روا مىدارند و عدالت نمىنمايند ، دل از قرآن فرو بسته‌اند ، رو از دين بگردانده‌اند ، در سركشى كور كورانه مىلولند ، و در امواج گمراهى چرت مىزنند ! بنابر اين هر چه مىتوانيد قدرت و اسبان بر بسته و پروريده و يا وسائل نقليهء جنگى ، فراهم آوريد ، و به خدا توكل داشته باشيد و خدا براى حمايت و عهده دارى كفايت مىكند » . ( 1 ) 39 - هنگامى كه اهالى شام ، قرآنها بر نيزه برافراشتند در نطقى چنين فرمود : « بندگان خدا ! بر من از همه واجبتر است كه دعوت به كتاب خدا را بپذيرم ، ليكن معاويه و عمرو بن عاص و ابن ابى معيط و حبيب بن مسلمة و ابن ابى سرح اهل دين و قرآن نيستند . من آنها را بهتر از شما مىشناسم ، بچه بودند كه با آنها مصاحبت داشتم و وقتى بزرگ شدند با آنها همنشينى داشتم و بدترين كودكان و شريرترين مردان بودند . اين ( دعوت به مراجعه به قرآن براى حل اختلاف ) سخن حقى است به منظورى باطل . اينها به خدا قسم قرآن را بر نيافراشته‌اند كه آن را قدر مىنهند و به آن عمل مىكنند ، بلكه آن نيرنگى است ، و حيلهء تضعيف كننده و سستى آورى ، و دغلكارىيى . فقط يك ساعت بازوان و كله هاتان را به من عاريه بدهيد و به من بسپاريد ، زيرا اينك حق به موقعيت قاطعى رسيده است و هيچ نمانده جز اين كه پى ستمكاران را بر اندازيم . » ( 2 ) 40 - روزى كه خواستند قرار حكميت و مراجعه به قرآن را بنويسند از على - عليه السلام - پرسيدند : اعتراف مىكنى كه آنها مؤمن و مسلمانند ؟ فرمود : من اعتراف نمىنمايم نه در بارهء معاويه و نه در حق همراهان و طرفدارانش كه مؤمن يا مسلمانند . ولى معاويه هر چه مىخواهد براى خود و براى طرفدارانش

--> ( 1 ) - كتاب صفين + تاريخ طبرى 6 / 51 + الامامة و السياسة 1 / 110 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 179 . ( 2 ) - كتاب صفين 560 + تاريخ طبرى 6 / 27 + تاريخ الكامل . ابن اثير 3 / 136 .