الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

222

الغدير ( فارسي )

6 - ابوذر غفارى به معاويه مىگويد : از پيامبر خدا ( ص ) در حالى كه تو از كنارش مىگذشتى ، شنيدم كه فرمود : خدايا ! او را لعنت كن و او را جز با خاك ( گور ) سير مگردان ( 1 ) . 7 - ابوذر غفارى به معاويه مىگويد : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود : . . . معاويه در آتش خواهد بود . معاويه مىخندد و دستور مىدهد ابوذر را زندانى كنند . روايت تاريخى آن به تمامى در جلد هشتم آمد . 8 - از زبان پيامبر ( ص ) نقل شده كه چون بر امت اسلام شكمباره اى كه مىخورد و سير نمىشود حاكم گردد ، امت بايد از او بر حذر و در احتياط باشد . ابوذر مىگويد : رسول خدا ( ص ) به من اطلاع داد كه او معاويه است . يا به عبارتى ديگر فرمود : كار اين امت به خرابى نمىرود جز در حكومت مردى فراخ معده و گشاده شكم ! ( 2 ) 9 - نصر بن مزاحم در كتاب « صفين » و ابن عدى و عقيلى و خطيب بغدادى و منادى از طريق ابو سعيد خدرى و عبد اللَّه بن مسعود ، از زبان پيامبر ( ص ) چنين ثبت كرده‌اند : هر گاه معاويه را بر فراز منبرم ديديد او را بكشيد . يا به لفظى ديگر ، فرمود : هر گاه معاويه را ديديد بر فراز منبرم نطق مىكند ، او را بكشيد . يا به اين عبارت كه . . . ديديد بر فراز منبرم نطق مىكند گردنش را بزنيد . ابو سعيد خدرى ، پس از نقل اين حديث ، مىافزايد : ما اين كار را نكرديم و رستگار نشديم . و حسن بصرى مىگويد : مسلمانان اين كار را انجام ندادند و رستگار نشدند . ( 3 )

--> ( 1 ) - رك : غدير 8 . ( 2 ) - رك : غدير 8 . ( 3 ) - كتاب صفين 243 و 248 چاپ مصر + تاريخ طبرى 11 / 357 + تاريخ الخطيب 12 / 181 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 348 + كنوز الدقائق ، مناوى 10 + اللئالى المصنوعة 1 / 424 و 425 + تهذيب التهذيب 2 / 428 .