الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

212

الغدير ( فارسي )

اين را ابن حجر در « لسان الميزان » نوشته ، ( 1 ) و در جلد دوم مىگويد : « او پيرى است در كارش بىدقت . » ( 2 ) آرى ، سند از چنين كسانى تشكيل مىشود و از شيعى افراطىيى ( 3 ) كه جوزجانى و ابن حبان وى را چنين خوانده‌اند و شايد دارقطنى به همين جهت وى را « ضعيف » شمرده است ، و ابن حبان او را گر چه در شمار راويان « ثقه » آورده در رديف راويان « ضعيف » نيز ذكر كرده است . و بالاخره از « كثير النواء » كه اندكى پيشتر او را معرفى كرديم و ديديم سست روايتى است از دين به در گشته و زشت روايت كه در رديف سعد بن طريف قرار مىگيرد كه حديث جعل مىكرده و در نظر آن جماعت شيعى افراطى بسيار « ضعيفى » بشمار آمده است . در تأويل فرمايش الهى « و هر بندى را كه بر دلهاشان بود بزدوديم . . . » آن جماعت روايات بىارزش و ناجورى آورده‌اند شگفتانگيزتر از روايتى كه واحدى آورده است ، از آن جمله : روايتى كه صفورى در « نزهة المجالس » ( 4 ) از قول ابن عباس آورده است . مىگويد : « و هر بندى را كه در دلهاشان بود بزدوديم » يعنى هر كينه و عداوتى را . هنگامى كه قيامت باشد تختها از ياقوت سرخ فام برپا گردد و ابو بكر بر تختى بنشيند و عمر بر تختى و عثمان بر تختى . آنگاه خدا فرمان دهد كه تختها به پرواز درآيند و آنها را زير عرش به گردش درآورند ، و چادرى بر گردشان زده شود از گوهر سپيدگون ، و بعد چهار جام آورند تا ابو بكر نوشيدنى براى عمر بريزد ، و عمر براى عثمان ، و عثمان براى على ، و على براى ابو بكر ، سپس خدا فرمان دهد تا دوزخ به خروش آيد و با امواج خروشانش رافضيان را به ساحل افكند . و خدا پرده از ديده شان برگيرد تا مقامات اصحاب پيامبر خدا ( ص ) را بنگرند و بگويند : اينهايند كه خدا خوشبخت گردانيده شان ، يا به روايتى ديگر بگويند :

--> ( 1 ) . 2 / 145 . ( 2 ) . 2 / 237 . ( 3 ) - على بن هاشم . ( 4 ) . 2 / 217 .