الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

209

الغدير ( فارسي )

به اخبار كاهنان و اسقفان و پيامهاى گرانقدر تاريخى متكى و مستند است بپذيرند ، پندارى ورد موزون شبانگاهى آن درندهء پرى و ذكر مسجع سحريش آنان را مسحور گردانيده تا آيت حقش پنداشته‌اند و شاهد دعوايش انگاشته . 39 - قرطبى در تفسيرش مىنويسد : « ابى بن كعب مىگويد : سورهء و العصر را براى پيامبر ( ص ) خواندم و پرسيدم : اى پيامبر خدا ! تفسيرش چيست ؟ فرمود : « و العصر » سوگندى است از خدا . پروردگارتان به پايان روز سوگند مىخورد كه آدمى در زيانكارى است . يعنى ابو جهل . « جز كسانى كه ايمان آوردند » ابو بكر است . « و كارهاى پسنديده كردند » عمر است . « و يكديگر را به حق سفارش نمودند » عثمان است . « و يكديگر را به صبر و پايدارى سفارش كردند » على است . رضى اللَّه عنهم اجمعين . و ابن عباس در نطقى بر فراز منبر همين طور تفسير كرده است . » ( 1 ) اين را محب طبرى در « رياض النضرة » ( 2 ) و شربينى در تفسيرش ( 3 ) نوشته است . آيا روا است كه با چنين روايت مسخرهء بىسندى به خدا و پيامبرش دروغ ببندند و فرمايش الهى را تحريف معنوى كنند و دگرگونه نمايند ؟ ! آيا شايسته است كه مفسرى يا حديثشناسى صفحهء كتابش را به چنين چيزى بيالايد ؟ ! يا مگر در چنين موردى بايد سند روايت را بخواهيم و بگوئيم « مرسل » و نامنتهى است ؟ و مگر دلالت متن روايت به تنهائى براى سستى و نادرستى آن كفايت نمىنمايد و از بررسى رجال سند - اگر سندى داشته باشد كه ندارد - بىنياز نمىسازد ؟ ! آيا در صفحهء تاريخ زندگى و سيرت مسلم اين عده و آنچه تاريخ راست و حقيقت نما از آنها حكايت كرده كارها و شواهدى بر صحت اين روايت ديده مىشود ؟ ! آرى ، ما يقين داريم كه هر محقق و پژوهنده اى در لابلاى مجلدات كتابمان شواهد بسيار مىيابد بر ماهيت و حقيقت آن عده . آيا هيچ خردمندى باور مىدارد كه

--> ( 1 ) - تفسير قرطبى 20 / 180 . ( 2 ) . 1 / 34 . ( 3 ) . 4 / 561 .