الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
196
الغدير ( فارسي )
بود ؟ آيا همان دو نفرى هستند كه به ايشان فرمود : خدا و فرشتگانش را گواه مىگيرم كه شما دو نفر مرا به خشم آورديد و خشنود نساختيد ، و اگر پيامبر ( ص ) را ملاقات كردم از شما به او شكايت خواهم برد ؟ و همان دو نفرى كه مادر حسن و حسين - آن دو سرور بهشتيان - گريان و ناله كنان بانگ شكايت عليه شان برداشت كه آه پدرم ! اى پيامبر خدا ! پس از تو چهها كه از دست پسر خطاب و پسر ابى قحافه نكشيديم ! ؟ و همانها كه ميراث خاندان پيامبر ( ص ) را به يغما بردند و سخن امير المؤمنين على ( ع ) در حقشان راست آمد كه در حالى كه خار در ديده و استخوان در گلويم خليده بود شكيبائى ورزيدم و نگريستم كه ميراثم به يغما مىرود ؟ ! اين همان ابو بكرى است كه فاطمه - سلام اللَّه عليها - وصيت كرد بر او نماز نگزارد و در تشييع جنازه اش حاضر نشود ، و او و رفيقش حاضر نشدند ؟ ! و آيا همان است كه دختر عزيز پيامبر پاك و اقدس به او گفت : در هر نمازى كه مىخوانم ترا نفرين مىكنم ؟ ! و همان كه حرمت خانهء فاطمه ( ع ) را پايمال ساخت و پيامبر ( ص ) را بدان وسيله آزرد ؟ ( 1 ) و مىدانيم كه « كسانى كه پيامبر خدا را مىآزارند عذابى دردناك خواهند داشت . » ( 2 ) و آيا اين همان است و همان . . . آيا عمر اين روايت را راست مىپنداشت و باور داشت و در عين حال از حذيفهء يمانى - كه از نام منافقان آگاه بود - مىپرسيد آيا او از شمار منافقان است و آيا پيامبر خدا ( ص ) نام او را در رديف آنها آورده است ؟ ( 3 ) آيا روزى كه در دورهء خلافتش از ملقب شدن به « ابو عيسى » نهى كرد ، و مغيره به او گفت كه پيامبر ( ص ) وى را به آن ملقب ساخته است و عمر در جوابش گفت پيامبر ( ص ) از او در گذشته است و نمىدانيم چه بر سرمان خواهد آمد ، و لقبش را تغيير داد و « ابو عبد اللَّه » ناميد ( 4 ) ، آيا در آن روز از اين بشارت اطلاع داشت ؟ و اگر واقعا مژدهء بهشت به او داده شده بود پس چطور نمىدانست چه بر سرش خواهد آمد
--> ( 1 ) - شرح همهء اينها در جلد هفتم آمد . ( 2 ) - آيهء قرآن . ( 3 ) - رك : غدير 6 . ( 4 ) - رك : غدير 6 .