الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
184
الغدير ( فارسي )
ابن خزيمه مىگويد : رواياتش نقل نكردنى است . نسائى مىگويد : كسى نيست . كتانى مىگويد : از نسائى پرسيدم : سخنت مؤكد و قطعى است ؟ گفت : آرى . پرسيدم : هيچ روايتى از او ثبت نكرده اى ؟ گفت : نه . و در جاى ديگر مىگويد : دروغسازى است ، و ابن واره نيز همين عقيده را دارد . ابن حبان مىگويد : از راويان « ثقه » چيزهاى بهمريخته و وارونه اى را بشكلى نقل مىكند كه جز او نقل نكرده است . ( 1 ) خلاصهء كلام ، اين شخص دروغسازى است كه بسيار حديث دروغ ساخته است و هر كه از او به خوبى ياد كرده ، او را نشناخته يا پيش از آنكه رسوا شود در باره اش اظهار نظر نموده است . ابو العباس بن سعيد مىگويد : داود بن يحيى مىگفت : ابو حاتم سابقا از او برايم حديث نقل مىكرد و مىآموخت و بعد و در ايام اخير تركش كرد . ابو حاتم رازى مىگويد : يحيى بن معين از من راجع به ابن حميد پرسيد پيش از آن كه وضعش آشكار شود و آن كارها از او سرزند ، و گفت : چه خرده اى بر او مىگيرند ؟ گفتم : در رسالهء حديثش چيزى نوشته است ، آنگاه مىگويد : اين اين طور نيست . و قلم را برداشته نوشتهء رسالهء حديث را تغيير مىدهد . گفت : اين خيلى بدروش و خصلتى است . . . ابو على نيشابورى مىگويد : به ابن خزيمه گفتم : چه مىشد اگر استاد از محمد بن حميد روايت مىكرد و حديث مىآموخت ، زيرا احمد وى را ستوده است . ابن خزيمه گفت : احمد او را نشناخته است و اگر چنان كه ما او را شناختهايم مىشناخت هرگز نمىستودش . 35 - ابن عساكر روايتى ثبت كرده است از طريق على بن محمد بن شجاع ربعى ، از عبد الوهاب ميدانى دمشقى ، از محمد بن عبد اللَّه بن ياسر ، از محمد بن به كار ، از محمد بن وليد ، از داود بن سليمان شيبانى ، از حازم بن جبلة بن ابى نصره ، از پدرش از جدش از ابو سعيد خدرى - رضى اللَّه عنه - مىگويد : « رسول خدا ( ص ) به ابو بكر و عمر فرمود : به خدا من شما دو نفر را چون خدا شما را دوست مىدارد دوست مىدارم و فرشتگان شما را چون خدا شما را دوست مىدارد دوست مىدارند . هر كه
--> ( 1 ) - تهذيب التهذيب 9 / 127 - 131 .