عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

59

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و بر جان عاشقان سلام . آزاد آن نفس ، كه به ياد او يازان ، و آباد آن دل ، كه به مهر او نازان ، و شاد آن كس كه در غم عشق او نالان . آسايش صد هزار جان يك دم توست * شادان بود آن دل كه در آن دل ، غم توست دانى صنما كه روشنايى دو چشم * در ديدن زلف سيه پر خم توست پير طريقت گفت : الهى گر در عمل ، تقصير است ، آخر ايندل پر درد كجاست و گر در خدمت ، فترت است آخر اين مهر دل بجاست ، ور فعل ما تباه است ، فضل تو آشكار است ، ور آب و خاك ، برشد بل تا برسد ، نور ازلى بجاست : محنت همه در نهاد آب و گل ماست * بيش از گل و دل چه بود آن حاصل ماست قوله : - حم ، وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ حا ، اشارت است بحيات حق جل جلاله ، ميم اشارت است بملك او ، قسم ياد مىكند ، ميفرمايد : بحيات من ، بملك من ، به قرآن كلام من ، كه عذاب نكنم كسى را كه گواهى دهد بيكتايى و بىهمتايى من . من آن خداوندم كه در دنيا پيغام و نشان خود از دشمن بازنگرفتم و ايشان را محل خطاب خود گردانيدم ، نعمت بر ايشان ريختم و ببد كرد ايشان ، نعمت باز نبريدم . چگويى مؤمن موحد كه در دنيا بذات و صفات من ايمان آورد و بيكتايى و بىهمتايى من گواهى داد ، اگر چه در عمل تقصير كرد ، فردا كه روز بازار و هنگام بار بود ، او را از لطائف رحمت و كرائم مغفرت خود كى نوميد گردانم . فذلك قوله تعالى : - أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً أَنْ كُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِينَ ، من لا يقطع اليوم خطابه عمن تمادى فى عصيانه و اسرف فى اكثر شأنه ، كيف يمنع غدا لطائف غفرانه و كرائم احسانه ، عمن لم يقصر فى ايمانه ، و لم يدخل خلل فى عرفانه ، و ان تلطخ بعصيانه . پير طريقت در مناجات خويش گفته : الهى تو آنى كه از بنده ، ناسزا بينى ، و بعقوبت ، نشتابى . از بنده كفر ميشنوى ، و نعمت از وى بازنگيرى ، توبت و عفو به روى عرضه ميكنى ، و به پيغام و خطاب خود ، او را مىبازخوانى ، و گر باز آيد وعدهء مغفرت ميدهى ، كه إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ . چون با دشمن بدكردار چنينى ، چگويم كه با دوستان نيكوكار چونى .