عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

35

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بنده در ظلمت تفرقت چندان پوشش بيند كه گويد آه كه ميلرزم از آنك نيرزم ، چه سازم جز زآنكه مىسوزم ، تا از اين افتادگى برخيزم آن گه چه بود . يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا ، ابر جود ، باران وجود ريزد ، سحاب افضال درّ اقبال فشاند ، گل وصال در باغ نوال شگفته گردد ، آخر كار به اول باز شود . بنده از سر ناز و دلال گويد : بر خبر همى رفتم جويان يقين . ترس مايه و اميد قرين . مقصود از من نهان و من كوشندهء دين . ناگاه برق تجلى تافت از كمين ، از ظن چنان بيند وز دوست چنين . 3 - النوبة الاولى ( 42 / 53 - 36 ) قوله تعالى : - فَما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ ، هر چه شما را دادند از چيز [ اين جهانى ] ، فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا آن ناپاينده است برسيدنى « 1 » در زندگانى اين جهان ، وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى ، و آنج « 2 » بنزديك اللَّه است ، به است و پاينده‌تر ، لِلَّذِينَ آمَنُوا ، ايشان را كه بگرويدند ، وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ( 36 ) و به خداوند خويش پشتى ميدارند . وَ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ ، و ايشان كه مىپرهيزند ، كَبائِرَ الْإِثْمِ ، از بزرگهاى گناهان ، وَ الْفَواحِشَ ، و از كارهاى زشت ، وَ إِذا ما غَضِبُوا و چون در خشم شوند ، هُمْ يَغْفِرُونَ ( 37 ) ، ايشان را ميآمرزند . وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ ، و ايشان كه پاسخ ميكنند خداوند خويش را ، وَ أَقامُوا الصَّلاةَ ، و نماز بپاى ميدارند ، وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ ، و كار ايشان در ميان ايشان در مشاورت بود [ و بر رسيدن از صواب ديدن يكديگر ] ، وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ( 38 ) . و از آنج ايشان را روزى داديم ، هزينه ميكنند . وَ الَّذِينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ ، و ايشان آنند كه چون افزونى جستن [ افزون جو ] بايشان رسد ، هُمْ يَنْتَصِرُونَ ( 39 ) . ايشان از [ افزونى جوى ] كين ميكشند و داد مىستانند .

--> ( 1 ) برسيدنى و برسيده بمعنى فانى شدنى و فانى شده در اين كتاب مكرر آمده ( 2 ) آنج - آنچه .