عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
145
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
عذاب اللَّه عنى كَفى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ ، اى - هو شاهدى على صدق ما ادعوكم اليه ، اذ هو المرسل اليكم وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ فى تأخير العذاب عنكم . قال الزجاج : هذا دعاء لهم الى التّوبة ، معناه : انّ اللَّه غفور لمن تاب منكم و اسلم ، رحيم به . قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ ، البدع ما لا سابق له ، و البدع و البديع واحد مثل نصف و نصيف و جمع البدع ابداع و المعنى لست به اول رسول ارسله اللَّه و لا جئتكم بامر بديع لم يكن لى الى مثله سابق فكيف تنكرون نبوّتى ، هذا كقوله : - قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ ، و فى الخبر الصحيح قال النبى ( ص ) : بعثت على اثر ثمانية آلاف نبى ، منهم اربعة آلاف من بنى اسرائيل ، وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ ، علماء تفسير در معنى اين آيت مختلفاند ، ابن عباس و جماعتى گفتند : اين در احكام دنياست نه در احكام آخرت كه رسول خدا را معلوم بود كه در آخرت ، وى در بهشت است و هر كس كه در دنيا او را دروغ زن گرفت در دوزخ . اما در دنيا بوى پوشيده گشت كه او را و قوم وى را چه خواهند فرمود و بر سر ايشان چه خواهد رفت از رنج و راحت و نفع و ضر . ابن عباس گفت رسول خدا در مكه بود و در خواب او را نمودند زمينى فراخ ، نخلستانى كه در آنجا هم درختان بود و هم آب روان و رسول به آن زمين هجرت ميكرد ، اين خواب با ياران بگفت و ياران آن وقت در بلا و شدّت بودند و در اذى و رنج ، مشركان گفتند : يا رسول اللَّه ، متى نهاجر الى الارض التي أريت ؟ ، اين هجرت ما كى خواهد بود به آن زمين كه ترا نمودند در خواب ؟ . رسول ايشان را جواب نداد تا اين آيت فرو آمد ، گفت : ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ ، اترك فى مكانى ، ام اخرج و ايّاكم الى الارض التي رفعت لى . من ندانم كه با من چه خواهند كرد و نه با شما ، هم درين مكه ما را بخواهند گذاشت يا به آن زمين كه مرا نمودند هجرت خواهند فرمود . و گفتهاند - معنى آنست كه : من ندانم كه در اين دنيا با من چه خواهند كرد و آخر كار من بچه باز آيد . بيرون كنند مرا از وطن خويش چنانك با انبياء پيشين كردند ، يا بخواهند كشت مرا چنانك قومى را كشتند از پيغمبران گذشته . و شما كه ياران و مؤمنانايد ، ندانم كه