عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

87

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ثلاثة » . مشركان گفتند : الملائكة بنات اللَّه و الاصنام شركاؤه همانست كه مصطفى ( ص ) گفت حكايت از كردگار جل جلاله : « شتمنى ابن آدم يقول اتّخذ اللَّه ولدا و انا الاحد الصّمد الّذى لم الد و لم اولد و لم يكن لى كفوا احد » . و قال تعالى : يؤذينى ابن آدم يسبّ الدهر و انا الدهر بيدى الامر اقلّب الليل و النهار » عكرمه گفت : اصحاب تصاويراند خلقتى و صورتى كه ربّ العالمين بآفرينش آن متفرّد است و جز بقدرت الهيت وجود آن ممكن نيست ، ايشان ميخواهند كه مثل آن در وجود آرند ، و مصطفى ( ص ) فرموده : « لعن اللَّه المصوّرين » . و قال ( ص ) : « يقول اللَّه تعالى : و من اظلم ممّن ذهب يخلق كخلقى فليخلقوا ذرّة و ليخلقوا حبّة او شعيرة » . و گفته‌اند : محتمل است كه ايذاء اللَّه بمعنى الحاد بود در اسما و صفات اللَّه كقوله تعالى : وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ : و گفته‌اند : درين آبت اضمار است يعنى - يؤذون اولياء اللَّه ، فحذف المضاف و اقيم المضاف اليه مقامه كقوله : « وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ » اى - اهل القرية . سياق اين سخن بر عادت خلق و تعارف مردم است ، و رنه جناب جبروت احديّت و درگاه عزت الهيت مقدّس است و منزّه از آن كه خلق بوى اذى رسانند ، يا خود كسى را رسد كه انديشه كند يا تواند . امّا اذى رسول از جهت كفّار آنست كه در بدايت اسلام دندانش مىشكستند و او را مىزدند و خاك به روى مىريختند و پليدى بر مهر نبوت مىانداختند و او را ساحر و كاهن و مجنون ميگفتند . عبد اللّه مسعود گفت : ديدم رسول خدا ( ص ) را كه در مسجد حرام در نماز بود سر بر سجود نهاده كه آن كافرى بيامد و شكنبهء شتر ميان دو كتف وى فرو گذاشت ، رسول هم چنان در سجود به خدمت اللَّه ايستاده و سر از زمين برنداشت تا آن گه كه فاطمهء زهرا بيامد و آن از كتف وى بينداخت و روى نهاد در جمع قريش و آنچه سزاى ايشان بود گفت ، و رسول خدا چون نماز بگزارد ، روى سوى آسمان كرد و گفت : اللّهم عليك بقريش ، اللّهم عليك بعمرو بن هشام و عتبة بن ربيعة و شيبة بن ربيعة و الوليد بن عتبة و امية بن خلف و عقبة بن ابى معيط . عبد اللَّه مسعود گفت : به آن خدايى كه وحدانيت و فردانيت صفت اوست