عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
81
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ ما عرضه كرديم امانت دين ، عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ بر آسمانها و زمينها و كوهها ، فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها باز نشستند از برداشت آن [ و كژ رفتن در آن و راست باز نيامدن در آن ] ، وَ أَشْفَقْنَ مِنْها و ترسيدند از آن [ و تاوان آن ] ، وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ و آدم فرا ايستاد و در گردن خويش كرد ، إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ( 72 ) كه اين آدمى ستمكار و نادان است تا بود . لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ تا عذاب كند اللَّه منافقان را مردان و زنان ، وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ و انباز گيران را مردان و زنان ، وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ و با خود آرد و بپذيرد مؤمنان مردان و زنان ، وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ( 73 ) و اللَّه آمرزگار است بخشاينده هميشه . النوبة الثانية قوله : - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ . . . الاية - سبب نزول اين نهى و نزول اين آية آن بود كه : رسول خدا ( ص ) وليمهاى ساخت از بهر زينب كه تحويل كرده بود و جمعى بسيار از ياران بر ان وليمه خوانده ، انس مالك گفت : رسول خدا مرا فرمود كه رو هر كه را بينى از ياران برخوان . گفتا رفتم و خواندم ، و ياران جوق جوق « 1 » مىآمدند و طعام مىخوردند و باز ميگشتند . بعاقبت گفتم : يا رسول اللَّه ما اجد احدا ادعوه - كس نماند كه او را نخواندم . آن گه طعام برداشتند و قوم متفرّق شدند ، سه كس در خانهء رسول ( ص ) بماندند و دراز نشستند و از سخنها مىپرسيدند و سرگذشتها باز ميگفتند ، رسول ( ص ) خدا ميخواست كه ايشان برخيزند و شرم ميداشت كه بگفتى ، يك بار و دو بار از خانه بيرون شد بخانهء عايشه و غير آن و باز مىآمد و انتظار برخاستن ايشان ميكرد ، در آن حال جبرئيل آمد و اين آية آورد ، آنجا كه گفت : وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ ، رسول خدا بر ايشان خواند و ايشان برخاستند و بيرون شدند .
--> ( 1 ) - نسخهء الف : جوك جوك .