عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

77

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

اجابت وسائل را عطيّت ، مجتهد را معونت ، شاكر را زيادت ، مطيع را مثوبت . بشارت ده ايشان را كه چون مىگزيدم ايشان را عيب مىديدم نه پسنديدم تا بيشتر از نهانها ور رسيدم رهى را به بىنيازى خود چنانك بود برگزيدم . بشارت ده ايشان را كه آنچه اوّل بود امروز همان ، ابريست از برّ باران ، مؤمنان را جاودان ، نه فضل را پايان ، نه محابا را گران . بشارت ده كه اگر رهى را جرم بسيارست ، فضل مولى از آن بيش است كه هر كار كننده‌اى در هر حال بسزاى خويش است . اين همه كه شنيدى از فضل ، كبير است نه فضل كبير ، فضل كبير خود حالى ديگر است و نواختى ديگر . عيشى روحانى با صد هزار طبل نهانى و رستاخيز جاودانى ، نفسى بصحبت آميخته ، جانى در آرزو آويخته ، دلى بنور يافت غرق گشته ، از غرقى كه هست ، طلب از يافت باز نمىداند و از شعاع وجود عبارت نمىتواند ، در آتش مهر مىسوزد و از ناز باز نمىپردازد ، به زبان حال همى گويد : بر آتش عشق جان همى عود كنم * جان بندهء تو نه من همى جود كنم چون پاك بسوخت عشق تو جان رهى * صد جان دگر بحيله موجود كنم 5 - النوبة الاولى ( 33 / 73 - 53 ) قوله تعالى : - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى شما كه گرويدگان‌ايد ، لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ در خانهاى « 1 » پيغامبر مشويد ، إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى طَعامٍ مگر كه شما را با خوردنى خوانند ، غَيْرَ ناظِرِينَ إِناهُ نه چنان كه شويد و نشينيد تا طعام فرا رسد ، وَ لكِنْ إِذا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا لكن چون شما را با خوردنى خوانند در شويد « 2 » ، فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا و چون طعام بخوريد بپراكنيد « 3 » وَ لا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ و نه چنان كه از سخنان مىبررسيد ، إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ كه آن پيغامبر را مىبرنجاند ، فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ و او را شرم مىبود از شما ، وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ و اللَّه از گفتنى گفتن شرم ندارد ، وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً

--> ( 1 ) - خانها خانه‌ها : ( 2 ) - نسخهء الف : شيد . ( 3 ) - نسخهء الف : بپركنيد .