عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

74

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

همه از فرزندان بگريزند ، چنانك ربّ العزّة فرمود : يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ . آدم كه پدر همگانست فرا پيش آيد كه بار خدايا ! آدم را بگذار ، و با فرزندان تو دانى كه چكنى . نوح همان گويد ، ابراهيم همان ، موسى و عيسى و ديگر پيغامبران همان گويند ، از سياست رستاخيز و فزع قيامت همه بلرزند و به خود درمانند و با فرزندان نپردازند و گويند : « نفسى نفسى » ، خداوندا ! ما را برهان و با فرزندان هر چه خواهى ميكن ، و مصطفى عربى ( ص ) در آن انجمن رستاخيز روى بر خاك نهاده و گيسوى مشكين بر دست نهاده و زبان رحمت و شفقت بگشاده كه : بار خدايا ! امّت من مشتى ضعيفان و بيچارگان‌اند ، طاقت عذاب و عقاب تو ندارند ، بر ايشان ببخشاى و رحمت كن و با محمد هر چه خواهى كن ، به حكم آنكه در ازل رفته كه پدران از فرزندان بگريزند آن روز او را پدر نخواند تا ازيشان نگريزند و از بهر ايشان شفاعت كند . لطيفه‌اى ديگر شنو : او را پدر نخواند كه اگر پدر بودى ، گواهى پدر مر پسر را قبول نكنند در شرع ، و او صلوات اللَّه و سلامه عليه فرداى قيامت به عدالت امّت گواهى خواهد داد و ذلك قوله عزّ و جلّ : لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً - مفهوم اين آيت از روى اشارت دعوت خلق است بر محبّت حقّ ، زيرا كه مصطفى عليه الصلاة و السلام فرموده : « من احبّ شيئا اكثر ذكره » ، نشان دوستى ذكر فراوان است ، دوستى نگذارد كه زبان از ذكر بياسايد يا دل از ذكر خالى ماند . پير طريقت گفت : ذكر دوست بهرهء مشتاقانست ، روشنايى ديده و دولت جان و آئين جهانست ، يك ذرّه فزودن بدوستى بهتر از دو جهانست ، يك طرفة العين انس با دوست خوشتر از جانست ، يك نفس در صحبت دوست ملك جاودانست ، عزيز آن رهى كه سزاى آنست ، اين چه كارست كه بىنام و بىنشانست ، شغل رهى است و از رهى نهانست ، رهى از آن بىطاقت و به آن يازانست ، او كه طالب آنست ، باللّه كه در ميان آتش نازاست . ار دستت از آتش بود * ما را ز گل مفرش بود هر چه از تو آيد خوش بود * خواهى شفا خواهى الم