عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
53
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ايشانند ، خواب و آرام بر خود حرام كردند تا در ميدان دين خرام كردند ، روز و شب همى تاختند تا سراپردهء كفر برانداختند ، تخم عبادت كاشتند تا بر سعادت برداشتند ، علم شعار ايشان و زهد دثار ايشان و رحمت نثار ايشان ، نصرت رايت ايشان وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ آيت ايشان ، سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى بدايت ايشان و سقاهم ربهم غايت ايشان . مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ در شأن ايشان . حقّ جلّ جلاله در قرآن بسه جايگه ايشان را رجال خواند : رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا پاكى دوست دارند و به پاكى كوشند از آنكه دين اسلام را بنا بر پاكى است . قال النّبي ( ص ) : « بنى الدّين على النّظافة » . و قال ( ص ) : « انّ اللَّه تعالى طيّب لا يقبل الا الطيّب » - اللَّه پاك است ، هر چه صفت پاكى دارد از اقوال و افعال و حركات و سكنات تو آن را بپذيرد و در جريدهء سعادت بنويسد و هر چه به تو آلوده بود از جميع سعادت ننويسد و نهپذيرد ، بهشت جوهرى پاك است ، قرآن مجيد ازو خبر چنين داد كه : وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ، اگر آلايشى دارى راهت ندهند و اگر بصفت پاكى روى ترا گويند : سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ . و آنجا كه فرمود : رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ ايشان را بصفت ذكر بستود يعنى كه دنيا و مشغلهء دنيا ايشان را از ذكر اللَّه باز ندارد ، پيوسته زبان ايشان در ذكر باشد و دل در مهر ، هر كه قدم در كوى توحيد نهاد و قلم بر لوح در سعادت وى برفت ، بر منشور دولت او اين طغرا كشيدند كه : وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً - فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ يك ساعت او را از ذكر خويش غافل نگذارند ، مهجور آن مهجور كه از ذكر او غافل باشد و از جمال نام او محروم ، اگر همهء انبيا خواهند كه مهجورى را بجمال يك كلمت از كلمات ذكر بينا گردانند نتوانند ، زيرا كه كليد گنج ذكر بدست توفيق است و هر آن ذكرى كه از سر غفلت رود و دل از آن بىخبر بود هم چنان است كه آن حارس كه بر بام قلعه بانك بر ميدارد و دزد نقب ميبرد ، حارس ميگويد : من مىبينم هاى اى دزد ! و لكن دزد كالا مىبرد و بگفت او مبالات نكند داند كه او مىنبيند و به عادت و