عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
11
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اتَّقِ اللَّهَ بپناه تقوى شو كه همهء نيكوئيها در تقوى است ، همه شايستگيها در تقوى است ، عالم تقوى را بدايت نيست ، هر كه قدم در راه دين نهاد در هر مقامى كه رسد او را از تقوى گزير نيست ، از ابتداء انسانيّت در گير كه ادنى الدرجات است تا انتهاء نبوّت كه اعلى الدرجات است ، همه را بتقوى فرمودند : قرآن مجيد فرمود يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ اى نقطهء انسانيّت با تقوى باش كه ازوت گزير نيست . يا ايّها النّبي اتَّقِ اللَّهَ اى نقطهء نبوّت بپناه تقوى شو كه بىتقوى هيچ كار روان نيست . اى سيّد ! درجات تقوى را نهايت نيست . آنچه در اوّل قدم پناهگاه تو آمد در تقوى ، در قدم ثانى گريزگاه تو آيد كه حسنات المريدين سيآت المقربين چون از آن قدم در گذرى استغفارى ميكن و اليه الاشارة بقوله ( ص ) : انه ليغان على قلبى فاستغفر اللَّه فى اليوم سبعين مرة معاشر المسلمين ! تقوى سلطانى قاهر است هم درين سراى و هم در آن سراى ، جهد آن كنيد بحمايت او شويد تا از رنج هر دو سراى رستگارى يابيد ، فردا كه خلق سر از خاك بر آرند دوزخ را فرمان دهند تا سياست خويش آشكارا كند ، هيچ كس از مكلّفان ازو نجهد ، انبيا و اوليا و اصفيا همه را ثعبانوار بخويشتن كشد . قرآن عظيم از عموم اين حال خبر داد كه وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا هيچ كس از شما نيست كه نه در دوزخ شود و آنجا كه قضاء ربوبيّت است ، شدن شما در دوزخ حتم است و چون در شديد هيچ چيز ازو نجات دهد مگر تقوى ، فتوى قرآن چنين است - ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا متّقيان ازو رستگارى يابند و آن ديگران كه بر خود ظلم كردهاند كه بىسرمايهء تقوى از دنيا بيرون شدهاند در چنگ قهر او بمانند ، نوحه و زارى در گيرند كه « يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ » اى جوانمرد ! هر چه تو امروز بپناه او شوى همه با تو تا لب گورست ، چون ترا در لحد نهند باز گردد ، جز تقوى كه درين سراى و در ان سراى مصطفى ( ص ) گفت : « كلّ حسب و نسب منقطع يوم القيمة الا حسبى و نسبى فاين المتّقون همهء حسبها را داغ كنند و همهء نسبها را پى كنند و تقوى را گويند بيا كه امروز