عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
111
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
گشتى ، و از آن سماع و آن وجد بودى كه در يك مجلس وى چهارصد جنازه برگرفتندى « 1 » ، پس از آن كه در فتنه افتاد با كوه شد و نوحه كرد ، ربّ العالمين كوهها را فرمود و مرغان را كه : با وى در نهايت مساعدت كنيد . وهب بن منبه گفت : اين صداى كوه كه امروز مردم مىشنوند از آن است و گفتهاند : داود ( ع ) شبى از شبها با خود گفت : لاعبدنّ اللَّه عبادة لم يعبده احد بمثلها - امشب خداى را جل جلاله عبادتى كنم و خدمتى آرم كه مثل آن در زمين هيچ كس نكرده و چنان عبادت و خدمت نياورده . اين بگفت و بر كوه شد تا عبادت كند و تسبيح گويد ، در ميانهء شب وحشتى بوى درآمد ، اندوهى و تنگى بدل وى پيوست ، رب العالمين آن ساعت كوه را فرمود تا انس دل داود را با وى بتسبيح و تهليل مساعدت كند ، چندان آواز تهليل و نغمات تسبيح از كوه پديد آمد كه آواز داود در جنب آن ناچيز گشت ، داود آن ساعت با خود ميگويد : كيف يسمع صوتى مع هذه الاصوات - از كجا شنوند و چون شنوند آواز و تسبيح داود در ميان اين آوازهاى عظيم كه از كوه روان گشته و بقدرت اللَّه سنگ بىجان بىزبان فرا سخن آمده ! تا درين سخن بود و انديشه ، فريشتهاى آمد از آسمان و بازوى داود بگرفت و او را برد به دريا ، فريشته پاى بر دريا زد و دريا از هم شكافته شد تا به زمين رسيد كه در زير درياست ، فريشته پاى بر ان زمين زد تا شكافته گشت و بحوت رسيد كه زير زمين است ، و فريشته پاى بر وى زد تا صخره پيدا گشت كه زير حوت است ، فريشته پاى بر ان صخره زد شكافته شد ، كرمكى خرد از ميان صخره بيرون آمد و كانت تنشز ، فقال له الملك : يا داود انّ ربك يسمع نشيز هذه الدودة فى هذا الموضع - اى داود خداوند شنو اى دانا از وراء « 2 » هفت طبقهء آسمان نشيز اين كرمك كه درين موضع است مىشنود ، آواز تو در ميان آواز سنگ و كوه چون نشنود ؛ تا ترا مىبايد گفت : كيف يسمع صوتى مع هذه الاصوات ! قوله : وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ - يقال : كان الحديد فى يده كالطين المبلول و كالعجين و الشمع و كان يسرد الدروع بيده من غير نار و لا ضرب بحديد . مفسران گفتند .
--> ( 1 ) - نسخهء الف : برگرفتنديد . ( 2 ) - نسخهء الف : ور .