عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

98

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

نگذاشت تا نخست خود گفت و خود مبدء كرد . درود بر وى برابر شهادت توحيد بنهاد چنانك در توحيد نخست خود مبدء كرد گفت : « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ » ، آن گه شهادت فريشتگان و مقرّبان حضرت جبروت در شهادت خود پيوست كه : « وَ الْمَلائِكَةُ » پس بدرجهء سيوم شهادت مؤمنان و اهل دانش ياد كرد كه . « وَ أُولُوا الْعِلْمِ » . همچنين در ثنا و درود مصطفى ( ص ) نخست خود ابتدا كرد آن گه خبر داد از درود فريشتگان آنكه بسومين رتبت مؤمنان را گفت : « صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً » ، تا بدانيد و در يابيد قدر و جاه مصطفى بنزديك خداوند اعلى ، و ازين عجب‌تر كه حقّ جلّ جلاله خطاب با بندگان در ذكر خود اين كرد كه : فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ - مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم ، نگفت تا شما را ده بار ياد كنم ، چون نوبت بذكر و درود مصطفى رسيد خطاب اين بود كه : « لا يصلّى عليك احد من امّتك الا صلّيت عليه عشرا » . در خبر است كه : « ما جلس قوم مجلسا فتفرّقوا عن غير الصلاة علىّ الا تفرّقوا انتن من الجيفة » - معنى آنست كه هيچ قوم نباشند در هيچ مجلس كه آن مجلس از درود ما خالى كه نه ازيشان گندى بر آيد ناخوشتر از گند مردار . مفهوم خطاب اين خبر آنست كه اگر در آن مجلس ذكر و درود مصطفى رود آن مجلس معطر و معنبر گردد و خوش بوى شود ، مجلسى كه در آن ذكر وى ميرود معطر و خوش بوى مىشود ، پس چگويى دلى كه درو مهر و محبت وى بود ، سرى كه در وى خمار شراب عشق او بود ، جانى كه درو آرزوى ديدار جمال و كمال او بود ، زبانى كه درو ذكر و ثناى او بود ، دولت و كرامت وى را چه پايان بود و نواخت و عطاى او خود چند بود ! إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ . . . - معنى آيت بقول بعضى مفسران آنست كه : يؤذون اولياء اللَّه ، چنانك جاى ديگر فرمود : فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ يعنى - آسفوا اولياءنا . و فى الخبر : « مرضت فلم يعدنى عبدى » ، بر اين تأويل معنى آنست كه ايشان كه دوستان خداى را رنجانند و رسول او را رنج نمايند ، اللَّه بر ايشان لعنت كرد هم درين جهان و هم در ان جهان ، و بر وفق اين خبر مصطفى است حكايت از كردگار