عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

40

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

فريشتگان رحمت ، آن گه گفت : وَ يَقُولُونَ ، حِجْراً مَحْجُوراً اى - حراما محرّما يعنى - رؤية اللَّه تعالى عليكم . ديدار حقّ جلّ جلاله كه خواستند ، ايشان را جواب دهند كه آن بر شما حرام است ، كه ديدار اللَّه بصفت رضا نه سزاى كافرانست ، چه كافران را يك ديدار است بصفت غضب در عرصهء قيامت در وقت تجلّى عامّ پيش از آن كه مؤمنان در بهشت شوند . همانست كه جاى ديگر گفت : كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . يعنى عن رؤية الرّضا ، لانّ لهم رؤية السخط و الغضب . اين آيت دليلى ظاهر است كه مؤمنان را حجاب نيست و حساب با ايشان بجز عتاب نيست . اى جوانمرد ! هر كه از دوست محجوب است در عين بليّت است ور چه كليد خزاين ملك در آستين دارد ، و هر كه بلطف دوست مجذوب است در عين عطيّت است ور چه نان شبانگاه ندارد . سرى سقطى گفت : اللّهمّ مهما عذّبتنى فلا تعذّبنى بذلّ الحجاب ! بار خدايا بهر چه عذابم كنى فرمان تراست امّا بحجاب عذابم مكن كه طاقت حجاب تو ندارم . وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ الآية . . . يكى از پيران طريقت اين آيت ميخواند گفت : مرا در همه قرآن اين آيت خوش آيد كه ربّ العزّة ميگويد : وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً . چون اين اعمال آلودهء ما بباد بىنيازى بردهد معاملت با ما جز بمحض فضل خود نكند ، و آنچه بفضل خود كند سزاى كرم او بود و سزاى كرم او ما را به از سزاى اعمال ما ؛ آن گه گفت : او را جلّ جلاله بر ما حقّها است از طاعت و عبادت ، لكن ما خود در نهاد خود مفلسيم و او جلّ جلاله بافلاس ما حكم كرده و حاكم چون بافلاس كسى حكم كند خصم را از وى چيزى نيايد ، وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ ، هر كه مفلس است واجب است كه وى را مهلت دهند تا آن گه كه سرمايه بدست آرد ، و ما سرمايه جز به آن جهان بدست نخواهيم آورد كه گنج فضل او بر سر ما نثار كند . ما بهستى خويش توانگر نيستيم ، بصفت وى توانگريم ، از ما و عمل ما چيزى نيايد ، كارى كه گشايد از فضل وى گشايد و ما را