عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
18
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ديدهء صديق اكبر زدودهء استغفار ، ديدهاى چون ديدهء عمر روشن كردهء صبح قبول ازل ، ديدهاى چون ديدهء عثمان باز كردهء اقبال غيب ، ديدهاى چون ديدهء على سرمه كشيدهء حكم حقّ تا ايشان را به خود بار دهد و جلال عزّت نبوت به حكم لطف ازل بر ايشان مكشوف گردد ، و سيّد ( ص ) ايشان را از روى تعطّف و تلطّف گويد : « انّما انا لكم مثل الوالد لولده » . 2 - النوبة الاولى ( 25 / 44 - 20 ) قوله تعالى : وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ، - و نه فرستاديم پيش از تو فرستادگان [ هيچ كس ] إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ مگر ايشان خورش ميخوردند ، وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ و در بازارها مىرفتند ، وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً و شما را يكديگر را فتنه و آزمايش كرديم ، أَ تَصْبِرُونَ شكيبا باشيد ! وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً . ( 20 ) و خداوند تو بينا [ و دانا ] بود [ بهر چه كرد ] . الجزء التاسع عشر وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا و گفتند ايشان كه [ از آمدن بما و ] از ديدار ما نمىترسيدند و آن را نمىبيوسيدند « 1 » لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ چرا بر ما فريشتگان فرو نفرستيدند به پيغام ، أَوْ نَرى رَبَّنا يا ما خداى خود چرا نه بينيم [ تا با ما سخن گويد ] ، لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ در خويشتن بزرگمنشى آوردند و گردنكشى ، وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً . ( 21 ) و از اندازه برگذشتند به شوخى بزرگ .
--> ( 1 ) بيوسيدن - جمع كردن و انتظار كردن ( لغة الفرس ، اسدى ) .