عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
109
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ ، اى - كل مفروق من الماء كالجبل العظيم . از راست و چپ آن راهها آب ايستاده بود همچون كوههاى عظيم ، و در ميان آن روزنها گشاده تا همه يكديگر را ميديدند . موسى ايشان را گفت : ادخلوا البحر فى هذه الطرق در رويد در دريا به اين راهها ايشان گفتند راهها تر است ترسيم كه پايهاى ما به گل فرو شود ، رب العالمين باد صبا فرو گشاد تا آن راهها خشك كردند ، فذلك قوله : فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً . پس چون موسى و بنى اسرائيل همه از دريا بيرون آمدند موسى ميخواست كه دريا به حال خود باز شود از بيم آنكه فرعون و قبطيان به آن راهها درآيند و بايشان در رسند ، فرمان آمد كه : يا موسى اترك البحر رهوا صفوفا ساكنة فانّ فرعون و قومه جند مغرقون : گفتهاند كه فرعون چون آن راهها ديد در ميان دريا خواست كه در شود دليل وى گفت : مرو كه اين راه پرخطر است و ما هرگز در دريا اين راه نديدهايم اگر در خشك زمين برويم راه سه روزه است و هم بايشان رسيم . فرعون گفت : الا ترون هذا الدليل ما يقول ؟ و انّ البحر انما يبس فرقا منّى و أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى . نمىبينيد كه اين دليل چه ميگويد مگر نميدانيد كه اين دريا خود از بيم من چنين شكافته شد و خشك گشت ، و اين كلمه آن روز ميگفت كه : أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى ، دليل همان سخن ديگر بار باز گفت و او را بترسانيد . فرعون همت كرد كه بازگردد . جبرئيل بر اسب ماديان در پيش ايستاد و در دريا راند و اسب فرعون سر بكشيد و قبطيان هم چنان درشدند و ميكائيل از پس ايشان همىراند ايشان را تا همه در دريا شدند و دريا بفرمان حق بهم باز افتاد . اينست كه رب العالمين گفت : وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ ، معنى ازلفنا - جمعنا - و منه ليلة المزدلفة اى الجمع . و قيل ازلفنا ، اى - قربناهم الى الهلاك و قدّمناهم الى البحر . وَ أَنْجَيْنا مُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ . آوردهاند كه آن