عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

2

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ و يارى داده او را بر ان گروهى ديگران ، فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً ( 4 ) ناگفتنى [ است كه گفتند ] و دروغ است كه آوردند . وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ و گفتند اين افسانهاى پيشينيان است ، اكْتَتَبَها كه [ محمد ( ص ) ] نوشتن آن خواست ، فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا ( 5 ) » تا آن را بر وى خوانند [ و ميدهند ] بامداد و شبانگاه . قُلْ أَنْزَلَهُ گوى فرو فرستاد اين نامه را ، الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ [ اوست ] آن كس كه نهان داند در آسمانها و زمينها ، إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحِيماً ( 6 ) و اوست كه هميشه آمرزگار بود و بخشاينده . وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ و گفتند [ مشركان مكه ] چيست اين فرستاده را ، يَأْكُلُ الطَّعامَ كه خورش مىخورد ، وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ و در بازارها مىرود ، لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ چرا فريشتهء [ آشكارا ] با او فرستاده نيست ، فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً ( 7 ) تا با وى هم آگاه كننده بود و ترساننده . أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ ، يا گنجى به او افكندندى ، أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها يا او را رزى بودى « 1 » كه از آن مىخورديد ، وَ قالَ الظَّالِمُونَ و گفتند [ ناگرويدگان ] آن ستمكاران [ بر خويشتن فرا مومنان ] : إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً ( 8 ) پى نمىبريد « 2 » به مردى جادويى كرده با وى . انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ اين شگفت نگر كه چون ترا مثلها زدند ، فَضَلُّوا كه [ خود در آن ] درماندند . فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا ( 9 ) و راه نيافتند [ كه از آن بيرون آمدند ] . تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ با بركت آن خداى كه اگر خواهد ، جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ ترا به دهد و كند [ از آنچه ايشان مىدرخواهند از تو ]

--> ( 1 ) نسخه : بيد . ( 2 ) ؟ نى « الا » در ترجمه افتاده است .