عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
114
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
چيزى با تو مانده است . رحمتى بود از حق جلّ جلاله بموسى عمران كه گفت : « وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ » تا آن همه دعوى از نهاد موسى سر بر زد و موسى ( ع ) را بر آن اطلاع دادند تا از آن دعوى برخاست و دامن عصمت خويش از آن گرد بيفشاند . قوله : « وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ » معجزهء موسى يكى بيرون از نفس وى بود عصا ، ديگر در نفس وى بوديد بيضا . عصا نمود كارى است از آيات آفاق ، و يد بيضا نمود كارى است از آيات انفس . و ربّ العالمين راه توحيد خود بر شناخت اين دو طرف نهاده ميگويد جل جلاله . « سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » . قوله : « لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى » اى - الاية الكبرى و هى ما كان يجده من الشهود و الوجود و ما لا يكون بتكلّف العبد و تصرفه من فنون الاحوال التي يدركها صاحبها ذوقا . آيت كبرى بحقيقت آنست كه از ديده خلق پوشيده و از تكلّف و تصرف بنده رسته ، شرابى از غيب روى نهاده ناخواسته ، بسرّ بنده رسيده و چاشنى آن آن بجان يافته ، عيشى روحانى با صد هزار طبل نهانى ، رستاخيز جاودانى ، نفسى بصحبت آميخته ، جانى در آرزو آويخته ، دلى بنور يافت غرق گشته ، از غرق كه هست طلب از يافت باز نمىداند . و از شعاع وجود عبارت نمىتواند ، در آتش مهر مىسوزد و از ناز باز نمىپردازد . پير طريقت گفت : الهى آنچه ناخواسته يافتنى است ، خواهندهء بدان كيست ؟ و آنچه از پاداش برتر است سؤال در جنب آن چيست ؟ پس هر چه از باران منت است بهار آن دمى است ، و هر چه از تعرض و سؤال است از رهى مستمدّيست ، الهى دانش و كوشش محنت آدميست ، و بهرهء هر يكى از تو بسزا كرد ازليست .