عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
110
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آمَنُوا » . اللَّه بحقيقت راه نماى و دل گشاى مؤمنانست ، سراراى و مهر فزاى رهيگانست ، طيب از عيب پاك ، صمد از دريافت پاك ، برتر از دورى پاك ، نزديك از آميغ پاك ، قيوم از تغيّر پاك ، احد از انباز و جفت و فرزند و كفو و همتا پاك ، يافته از دريافت پاك ، صبور از عجز پاك ، مانع از بخل پاك ، منتقم از حقد پاك ، جبّار از جور پاك ، متكبّر از بغى پاك ، غضبان از ضجر پاك ، شناختنى از اوهام پاك ، صانع از حاجت پاك » . قوله : « ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى » تسكين روعة مصطفى ( ص ) است كه او ترسندهتر خلق بود چنان كه گفت : انّى ارجو ان اكون اخشاكم للَّه » ياران گفتند ، رسول خدا نماز كردى و در دل مبارك وى چندان ترس بودى كه مىجوشيدى چنان كه آب گرم جوشيدى بر آتش . عمر خطّاب گفت : وى را ديدم در ملتزم ايستاده و زار زار مىگريست ، چون مرا ديد گفت : هاهنا تسكب العبرات . قوله : « إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى » ، قرآن يادگار ترسندگانست و خشيت ترس زنده دلان و عالمان است ، يقول اللَّه تعالى : « إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ » ترسى كه خاطر را از حرمت مركب كند ، و اخلاق را مهذب كند ، و اطراف را ادب كند . هر دل كه در آن از خداى عزّ و جلّ ترس نيست آن دل خرابست و معدن فتنه ، و از نظر اللَّه محروم و از تبصره شناخت حق محجوب ، دليرى و بىحرمتى و ناپاكى را باللّه چه رويست ، و با وى چه سر و كار ، اين چنانست كه مصطفى ( ص ) گفت در قنوت : « و الشرّ ليس اليك » شر را به تو چه راه و اهل آن را با تو چه روى . قوله : « تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى » اين قرآن فرو فرستادهء خالق زمين و آسمانست ، انس دل دوستان و مرهم درد سوختگانست ، شفاى درد و طبيب بيمار دلانست ، مصطفى ( ص ) گفت : « الّا من اشتاق الى اللَّه فليسمع كلام اللَّه فان مثل القرآن كمثل جراب مسك ، اىّ وقت فتحته فاح ريحه » . جايى ديگر گفت : « تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ - الرَّحِيمِ » فرو فرستادهء آن عزيز است كه او را هم نور عزّت است و هم نار عزّت . بنور عزّت