عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
53
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آن طفل : يمليخا ، زبان بگشاد و گفت : يا عزيز راه دانستن اين كار و بر رسيدن از سرّ اين حال آنست كه پيراهن يوسف را بنگريد تا كجا دريده است ، اگر سوى پيش دريده است صدق قول زليخاست و دروغ قول يوسف ، زيرا كه يوسف قصد كرده باشد و وى بامتناع دست در يوسف زده و اگر پيراهن يوسف از پس دريده است حجّت يوسف راجح است و روى وى روشن و گفت وى راست . روى عن النبى ( ص ) قال تكلم اربعة فى المهد : ابن ماشطة بنت فرعون و شاهد يوسف و صاحب جريح و عيسى بن مريم . و گفتهاند شاهد قطعى دانست كه زليخا را گناه است نه يوسف را امّا نمىخواست صريح بگويد و بتعريض بگفت . « فَلَمَّا رَأى قَمِيصَهُ » اى راى الشاهد قميصه ، و قيل راى الزّوج . چون شوى زليخا پيراهن يوسف ديد از پس دريده و خيانت زن خويش بدانست و برائت يوسف ، روى بزن خويش نهاد گفت : « إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ » آن سخن كه با من گفتى : « ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً » از كيد شما است كه زنانايد ، « إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ » ساز بد شما و حيلت شما عظيم است ، هم بصالح مىرسد هم بطالح ، هم به بيگناه هم بگناه كار و كيد شيطان ضعيف است لانه وسوسة و غيب و كيد هنّ مواجهة و عين . يكى از بزرگان دين گفته : انا اخاف من النساء اكثر ممّا اخاف من الشيطان لانّ اللَّه يقول « إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً » و قال فى النّساء انّ كيد كنّ عظيم . و قال النّبي ( ص ) : « ما تركت بعدى فتنة اضرّ على الرجال من النساء » . آن گه روى با يوسف كرد گفت : « يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا » اين اعراض اسكات است چنانك آنجا گفت : « وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ » يعنى لا تشافههم و لا تجبهم ، اى يوسف بگذار سخن گفتن درين باب و پنهان دار و با كس مگوى . حسن بصرى رحمة اللَّه عليه هر گه كه اين آيت خواندى گفتى : هكذا غيرة من لا ايمان له . قيل كان عنينا و كان قليل الغيرة و الحميّة . عبد اللَّه عباس گفت : آسان فرا گرفتن عزيز اين كار را نه از بى غيرتى بود بلكه « 1 » امانت يوسف را معتقد بود و بر ديانت وى اعتماد داشت ، دانست كه هيچ سبب كه موجب عار باشد
--> ( 1 ) - نسخهء الف : بل كه