عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

50

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ لكن خدا كارى خواست ببرد و بگزارد و مؤمنانرا ازان سلامت داد ، إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ . ( 43 ) كه خداى دانا است بهرچه در دلها است . وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ و ايشان را بشما مينمود ، إِذِ الْتَقَيْتُمْ آن گه كه هام « 1 » ديدار گشتيد ، فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا در ديدار چشمهاى شما اندك نمود [ تا دلير گشتيد و آهنگ ايشان كرديد ] ، وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ و شما را اندك نمود در ديدار چشم ايشان [ چنان كه بوديد تا آهنگ شما كردند ] ، لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً آن را كرد تا خدا بر گزارد كارى ، كانَ مَفْعُولًا كه درخواست وى كردنى بود ، وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ . ( 44 ) و كارها [ در بود و هنگام و جاى ] با خدا ميگردد . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى ايشان كه بگرويدند ، إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً هنگامى كه هام ديدار شيد با لشكر ، فَاثْبُتُوا بر جاى بايستيد ، وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً و خداى را ياد كنيد فراوان ، لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ . ( 45 ) تا مگر پيروز آييد . وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و فرمان بريد خداى را و فرستادهء وى را ، وَ لا تَنازَعُوا با يكديگر [ در كار و در سخن ] ناراست مباشيد ، فَتَفْشَلُوا [ كه چون با هم ناراست باشيد ] بد دل شويد ، وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ و دولت شما و سنگ شما در چشم دشمن نشود ، وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ( 46 ) و شكيبايى كنيد كه خدا به يارى دادن با شكيبايان است . وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ و چون ايشان مباشيد كه از ديار مكه بيرون آمدند ، بَطَراً با طغيان نعمت ، وَ رِئاءَ النَّاسِ و خويشتن به مردى فراديد مردمان دادن ، وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ و مؤمنانرا از دين خدا بر ميگردانند ، وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ . ( 47 ) و خداى با آنچه ميكردند داناست . وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ و ديو بر آراست بر ايشان آن آمدن ايشان به آنجا ، وَ قالَ و گفت [ ديو ] ، لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ مترسيد كه امروز كس با شما نتاود از مردمان ، وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ و من شما را زينهار دادم ، فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ

--> ( 1 ) در نسخه ج : هم . ( 2 ) در نسخه الف : بيند . ( 3 ) در نسخه الف : بيد . ( 4 ) در نسخه الف : شيد .