عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
37
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
تا با دل است مريد است و بىدل مراد است . از اول دل بايد كه بىدل راه شريعت بريدن نتوان ، اينجا گفت : لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ و در نهايت با دل بماندن دوگانگى است و دوگانگى از حق دورى است . ازينجا گفت : يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ، و گفتهاند : صاحب دل چهار كساند ، زاهد است دل او بشوق خسته ، خائف است دل او با شك شسته ، مريد است دل او به خدمت كمر بسته ، محب است دل وى به حضرت پيوسته . به داود پيامبر وحى آمد كه : يا داود طهر لى بيتا اسكنه ، يا داود خانهء كه ميدان مواصلت ما را شايد پاك كن و از غير ما با ما پرداز . داود گفت : خداوندا ! و آن كدام خانه است كه جلال و عظمت ترا شايد ، گفت : دل بندهء مؤمن ، يا داود : انا عند القلوب المحمومة . هر كجا خرمن سوختهء را بينى در راه جست و جوى ما كه با سوز عشق ما را ميجويد آنجاش نشان ده ، كه خرگاه قدس ما جز بفناء دل سوختگان نزنند دل بندهء مؤمن خزينهء بازار ما است ، منزلگاه اطلاع ماست ، محراب وصال ماست ، خيمهء اشتياق ماست ، مستقر كلام ماست ، گنج خانهء اسرار ماست ، معدن ديدار ماست ، هر چيزى كه بسوزند بىقيمت گردد و دل كه بسوزد قيمت گيرد . مصطفى ص گفت : القلوب اوانى اللَّه فى الارض فاحبّ الاوانى الى اللَّه اصفاها و ارقّها و اصلبها ، گفت : دلهاى عاشقان امت ، جامهاى شراب مهر ربوبيت است ، هر دل كه از مكوّنات صافىتر و بر مؤمنان رحيمتر ، آن دل به حضرت عزت عزيزتر ، زينهار تا عزيز دارى و روى وى از كدورات هوا و شهوت نگاهدارى ، كه آن لطيفهء است ربّانى و نظر گاه سبحانى . مصطفى ص گفت : ان اللَّه لا ينظر الى صوركم و لا الى اعمالكم و لكن ينظر الى قلوبكم ، . گفتا : رويها را ميارائيد كه آراستن روى را به حضرت عزت افتخار نيست ، مويها را پرتاب مكنيد كه موى پرتاب و گره گير را بران درگاه اعتبار نيست ، بصورتها بس منازيد كه صورت را قدر و مقدار نيست ، كارى كه هست جز با دلهاى پر درد نيست . پير طريقت گفت : اين كار را مردى ببايد با دلى پردرد ، اى دريغا كه نه در جهان درد « 1 » ماند و نه در دلها درد .
--> ( 1 ) در نسخه ج : مرد