عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
33
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
فيما ذكر ، يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً يفرّق بينكم و بين ما تخافون فتنجون ، الفرقان مصدر كالرجحان ، تقول فرقت بينهما فرقا و فروقا و فرقانا ، ميگويد اگر خداى را يكتا دانيد و از خيانت و راه كژ رفتن در اداء فرائض و سنن بپرهيزيد ، خداى جدايى افكند ميان شما و ميان هر چه از آن مىترسيد ، تا نيز نترسيد و از همه بدها برهيد . و قيل : - يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً ، اى - حجة و سلطانا باعزاز دين اللَّه و اهله و خذلان الشرك و خزيه . وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ الصغائر ، وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذنوبكم الّتى تقع لانّها فى اهل البدر و اللَّه قد غفرها لهم . وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ لا يمنعكم ما وعدكم على طاعته وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا ، ابن عباس گفت و جماعتى مفسران كه : - سبب نزول اين آيت آن بود كه رؤساء و مهتران و سروران قريش در دار الندوة بهم آمدند . و دار الندوة سراى امير شهر بود كه هر تدبير كه ميكردند و ساز و كيد كه ميساختند آنجا ميساختند ، و ايشان پنج مرد بودند كه آنجا حاضر شدند ، و بيك روايت نه مرد ، و درستتر آنست كه پنج تن بودند ، عتبه و شيبه پسران ربيعة و ابو البحترى بن هشام و العاص بن وائل و ابو جهل ، اين جمع همه بهم آمدند و در كار محمد با يكديگر مشورت كردند و كيد و مكر ساختند . ابليس به صورت پيرى در ميان ايشان شد ، عصائى در دست و گليمى درشت پوشيده ، ابو جهل گفت : - ما بتدبيرى همى شويم تو بيگانه در ميان ما چكنى ؟ گفت : من مردىام روزگار ديده و تجربتها افتاده و شغلهاى عظيم پيش من آمده ممكن بود كه مرا رائى باشد كه شما را از آن فايدهء بود . پس عتبه گفت : - نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ مرگ ناچار است صبر بايد كرد كه اين محمد آخر روزى بميرد و ما از وى باز رهيم . ابليس روى بوى ترش كرد ، گفت : ترا شبانى بايد كرد ، تو مصالح كارها چه دانى ! تا محمد بميرد همه عالم دين وى گرفتند . شيبه گفت : او را در خانه كنيم تا از گرسنگى بميرد . ابليس گفت نتوان كرد كه عرب بر شما دشمن شوند چون عم زادهء خويش را بينند بگرسنگى كشته . ابو البحترى گفت : او را در خانهء كنيم و در بوى برآريم و هر روز قرصى بوى فرو مىاندازيم . ابليس گفت : وى قرابت بسيار دارد و ميان شما عداوت افتد . عاص گفت : او را بر اشترى بنهيم و تنها در باديه و صحرا گذاريم تا هلاك شود . ابليس گفت : اين صواب نيست كه