عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
91
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
إِنِّي أُرِيدُ من ميخواهم ، أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ كه به آن باز آيى كه گناه مرا برى و گناه خود ، فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ تا از دوزخيان باشى از اهل آتش ، وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ ( 29 ) و پاداش ستمكاران اينست . فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ ، بفرمان آورد و خوشمنش كرد و دلير تن وى او را ، قَتْلَ أَخِيهِ كشتن برادر خويش را ، فَقَتَلَهُ و بكشت او را ، فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 30 ) تا از زيانكاران شد . فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً بينگيخت اللَّه كلاغى را ، يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ تا در زمين خاك برمىانگيخت لِيُرِيَهُ ، تا در وى نمايد [ و در وى آموزد ] . كَيْفَ يُوارِي كه چون پنهان كند ، سَوْأَةَ أَخِيهِ جيفهء برادر خويش را . قالَ گفت [ آن كشندهء برادر ] : يا وَيْلَتى اى واى بر من ! أَ عَجَزْتُ ناتوان بودم و كم آمدم ، أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ كه من چون اين كلاغ بودمى [ و آنچه وى دانست من دانستمى ] ، فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخِي و عورت برادر خود پنهان كردمى ، فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ ( 31 ) از پشيمانان شد [ پشيمان از حسرت نه از توبت ] . مِنْ أَجْلِ ذلِكَ از بهر دليرى وى بر خون برادر ، كَتَبْنا [ تهديد ] نوشتيم [ و فرض كرديم ] عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ بر فرزندان اسرائيل : أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً كه هر كس كه تنى كشد ، بِغَيْرِ نَفْسٍ بىقصاص تنى [ كه كشته بود ] ، أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ يا بىتباهكارى كه در زمين كرده بود ، فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً هم چنان بود كه همه مردمان را بكشته بود ، وَ مَنْ أَحْياها و هر كه تنى زنده كند ، فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً هم چنان بود كه همه مردمان را زنده كرده بود ، وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ و آمد به بنى اسرائيل ، رُسُلُنا فرستادگان ما ، بِالْبَيِّناتِ به پيغامهاى روشن ، ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ پس آن گه فراوان از ايشان ، بَعْدَ ذلِكَ پس آن