عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
53
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و خداى گفت : إِنِّي مَعَكُمْ من با شماام [ بآگاهى و يارى دادن و نگهداشتن ] ، لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ ار نماز بپاى داريد بهنگام ، وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ و زكات دهيد از مال ، وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِي و بگرويد بفرستادگان من ، وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ و ايشان را شكوه داريد و يارى دهيد ، وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ و وام ( 1 ) دهيد خداى را ، قَرْضاً حَسَناً و امى ( 2 ) نيكو ، لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ به همه حال از شما گناهان شما ناپيدا كنم ، وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ و در آرم شما را در بهشتهايى ، تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ميرود زير درختان آن جويها ، فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ هر كه نعمت پوشد و نسپاس گردد پس آن از شما ، فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ( 12 ) گم گشت از ميان راه راست . فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ بشكستن ايشان پيمان خويش را ، لَعَنَّاهُمْ بر ايشان لعنت كرديم ، وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً و دلهاى ايشان سخت كرديم ، يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ سخنان من در بعثت محمد ميگردانيدند از جاى خويش ، وَ نَسُوا حَظًّا و فراموش كردند بهرهء خويش ، مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ از آن پند كه ايشان را داده بودند ، وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ و تو هميشه [ يا محمد ] مطلع باشى بر خيانتى كه از ايشان آيد ، إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ مگر اندكى از ايشان ، فَاعْفُ عَنْهُمْ در گذار از ايشان ، وَ اصْفَحْ و روى گردان ، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ( 12 ) كه خداى دوست دارد نيكوكاران را . وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا و ازينان كه گفتند : إِنَّا نَصارى ما ترسايانيم ، [ و خويشتن را نصارى نام كردند ] ، أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ از ايشان هم پيمان بستديم ، فَنَسُوا حَظًّا بگذاشتند بهرهء خويش ، مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ از آن پند كه ايشان را
--> 1 - نسخهء الف : افام . 2 - نسخهء الف : افامى .