عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
267
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كه پيدا آمد آيتى ديگر بنمايى امروز نيكوتر بود . عيسى گفت : « يا سمكة احى باذن اللَّه » اى ماهى زنده شو بفرمان خداى . ماهى زنده گشت ، و بر خود بجنبيد ، هم بر آن صفت كه در ميان آب بود . قوم فراهم آمدند ، و از آن حال بترسيدند ، و كراهيت نمودند . عيسى گفت : شما چه قومايد كه آيات و عجائب درخواهيد ! آن گه چون پديد آيد از آن كراهيت نمائيد ! ما اخوفنى عليكم ان تعاقبوا و تعذبوا . سخت مىترسم بر شما از عذاب و عقوبت . يا سمكة ! عودى كما كنت باذن اللَّه . فعادت السّمكة مشويّة كما كانت . گفتند : يا روح اللَّه تو اوليتر كه ابتدا كنى ، و ازين مائده بخورى . عيسى گفت : معاذ اللَّه كه من خورم ، بلكه آن كس خورد كه طلب كرد و خواست . حواريان بترسيدند ، گفتند : نبايد كه فرو آمدن اين مائده عقوبت و مثلت را است و سخط اللَّه . و هيچ از آن بنخوردند . پس عيسى درويشان را و عاجزان و نابينايان و بيماران و مجذومان و ديوانگان و بلا رسيدگان را بخواند و گفت : « كلوا من رزقكم الذى رزقكم ربكم ، و ادعوه ان يشقيكم ، فانه ربكم ، و احمدوه فيكون لكم المهنّأ و لغيركم البلاء » . ايشان درافتادند هزار و سيصد مرد و زن ازين درويشان و بيماران و بلا رسيدگان ، و بخوردند . همه از گرسنگى سير گشتند ، و از بيمارى شفا يافتند ، و از عيبها و بلاها پاك گشتند . عيسى پس از آن در آن سفره نگريست ، هم بر آن صفت ديد كه از آسمان فرو آمده بود هيچ نقصان در وى نيامده . و گويند هر درويش كه آن روز از آن مائده بخورد توانگر گشت ، كه تا زنده بود نيز درويش نگشت ، و هر بيمار كه از آن بخورد تا زنده بود بيمار نگشت ، پس آن سفره برسان مرغى بر پريد ، هوا گرفت و به آسمان باز شد ، و ايشان در آن مينگرستند ، تا از چشم ايشان غائب گشت .