عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

20

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

نخورد و ننهد ، و اگر سگ يابد و مردار يابد ، سگ نخورد مردار خورد ، اگر سگ مرده يابد و جانور ديگر مرده يابد ، سگ نخورد و آن را خورد ، و اگر سگ يابد و خوك يابد ، سگ خورد و خوك نخورد ، و اگر مردم مرده يابد و جز از مردم يابد ، مردهء مردم نخورد حرمت را ، و گفته‌اند : غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ اى غير متعرض لمعصية ، و هو أن يكون عاصيا بسفره ، أو يأكل فوق الشبع . آن گه گفت : فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ - اينجا مضمريست ، يعنى : فأكل فان اللَّه غفور يغفر له ما اكل مما حرم عليه ، رحيم باوليائه حيث رخص لهم . ختم آيت برحمت و مغفرت از آن كرد كه آخر اين مضطر حرام خورده است اگر چه بعذر خورده است ، پس بحقيقت نه حلال خوار است اما معذور است و نزديك اللَّه مغفور است . النوبة الثالثة قوله تعالى : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - اسم جليل ، جلاله كبرياؤه ، كبرياؤه سناؤه ، و مجده عزه ، و كونه ذاته ، ازله ابده ، و قدمه سرمده . عظيم فى ملكوته ، مليك فى جبروته ، مهيمن صمدى الذات ، متوحد سرمدى الصفات : مليك فى السماء به افتخارى * عزيز القدر ليس له خفاء نام خداوندى كه به هيچ چيز و هيچ كس نماند ، به هيچ كار به هيچ وقت در نماند . دشمن پرور است و دوست نواز ، عيب‌پوش است و كارساز . ياد او آئين زبان ، و ديدار او زندگى جان ، و دريافت او سرور جاودان . پادشاه است بىسپاه ، و استوار است بىگواه ، از نهان آگاه ، و مضطر را پناه . خداوندى كه بعلم نزديك است ، و از وهم دور ، جويندهء او كشتهء با جانست ، و يافت او رستاخيز بىصور ، پس نه جوينده مغبون است و نه مزدور معذور . جوينده در گرداب حسرت و ياونده حيران در موج نور ، همى گويند از سر حيرت به زبان دهشت :