عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

12

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كه به چوب ميزنند وى را تا بميرد ، يا صياد آن را به سنگ يا بتبر كه آلت جارحه نبود مىزند تا بميرد ، و مترديه آنست كه از بالاى به زير افتد ، يا در چاهى افتد تا بميرد و به ذبح نرسد ، و نطيحه آن گوسفند است كه ديگرى او را بسرو مىزند تا بميرد . وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ - و هر چه سبعى ناآموخته آن را بكشد ، و پاره‌اى از آن بخورد ، باقى حرام است . عرب اين همه حرامها حلال ميداشتند ، و ميخوردند ، رب العالمين مسلمانان را از آن باز زد ، و خوردن آن برايشان حرام كرد ، آن گه گفت : إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ - مگر چيزى كه بدان در رسيد هنوز جان در وى مانده ، و بكشى كشتنى تمام ، و كشتن تمام آن است كه اوداج ببرد ، و خون براند ، و مذبوح به چشم بنگرد ، و بدست و پاى و دنب تحرك كند . مصطفى ( ص ) گفت : « ان اللَّه تعالى كتب الاحسان على كل شيء فاذا قتلتم فأحسنوا القتلة ، و اذا ذبحتم فاحسنوا الذبح ، و ليحدّ احدكم شفرته و ليرح ذبيحته » . و عن عكرمة ان رجلا اضجع شاة و جعل يحد شفرته ليذبحها ، فقال النبى ( ص ) : « تريد أن تميتها موتا قبل ان تذبحها » . فصل فى الذكاة بدان كه حيوان اندرين معنى بر دو ضرب‌اند : يكى مقدور عليه كه دست تو آسان بذكوة آن رسد ، و ديگر غير مقدور عليه كه ذبح آن نتوانى ، و آسان بدان نرسى . اما آنچه مقدور عليه است شتر است و گاو و گوسفند و مانند آن ، ذكاة آن جمله در حلق است و در بر ، چنان كه مصطفى ( ص ) گفت : « الذبح فى الحلق و اللبة لمن قدر ، و لا تعجلوا الانفس حتى تزهق » . و كيفيت اين ذكاة آنست كه كارد تيز كند و روى ذبيحه فرا قبله كند ، چنان كه حلق ذبيحه و روى كشنده برابر قبله بود ، و حلقوم و مرى و ودجين ببرد . اگر بجايى كارد سنگى باشد كه گوشهء آن تيز و برنده باشد ، يا چوبى تيز يا نى ، روا باشد ، كه مصطفى ( ص )