عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

9

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ابن زيد گفت : اين بدان آمد كه كافران در ماه حرام تغيير و تبديل ميكردند ، چنان كه رب العزة گفت : يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً ، و قصه آنست كه : بو ثمامة جنادة بن عوف بن اميه از بنى كنانه هر سال در سوق عكاظ بايستادى ، و گفتى : الا انى قد احللت المحرم و حرمت صفر ، احللت كذا و حرمت كذا . آنچه خواستى حلال كردى ، و آنچه خواستى حرام كردى ، و عرب آن از وى ميگرفتند ، و ميپذيرفتند ، تا رب العالمين آيت فرستاد كه : إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ الآية . وَ لَا الْهَدْيَ - هدى و هدى آن بدنه است كه بمنى برند . آن را بدنه نام كردند بدانت آن را و سمن آن را . وَ لَا الْقَلائِدَ - اين را دو معنى گفته‌اند ، يكى آنست كه : قلائد بمعنى مقلد است يعنى آن هدايا كه قلاده در گردن آن مىافكنند ، و عادت اهل جاهليت آن بود كه هر كه از حرم بيرون آمدى شاخى از درختان حرم بگرفتى ، يا پوست آن باز كردى ، و بر گردن شتر خود افكندى تا هر جايى كه رسيدى ، ايمن ( 1 ) بودى ، و كسى تعرض وى نكردى ، و هر كه قصد حرم داشتى همچنين چيزى در گردن شتر افگندى ازين موى گوسفند يا پشم شتر . و در خبر است كه مصطفى ( ص ) نعلين درافگنده بود ، يا پس چيزى در كوهان بدنه ميزدند تا خون برآمدى ، هر كه ديدى دانستى كه اين هدى است ، آن را حرمت داشتى . معنى ديگر آنست كه قلائد عين قلاده است نه مقلدات ، و آن شاخ درخت حرم بود كه مىگرفتند در جاهليت ، و در گردن شتر مىافكندند امن خود را . رب العالمين نهى كرد از آن درخت گرفتن و آن تقليد كردن . وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ - يعنى : و لا قاصدين البيت الحرام . آمين و حاجين و قاصدين بمعنى يكسانند ، و اين آن بود كه در عرب چون نه ماه حرام بودى پيوسته جنگ كردندى ( 2 ) و حرب ميان ايشان قائم بودى ، و از يكديگرشان امن نبودى ، مگر كسى كه هدى

--> 1 - نسخهء ج : آمن . 2 - نسخهء الف : كردنديد .