عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
121
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
النوبة الثالثة قوله تعالى و تقدّس : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا - اينت نداء كرامت ، و اينت خطاب با لطافت . اينت نظم بر آفرين ، و بر دلها شيرين ، آشنايى را سبب ، و روشنايى را مدد . ايمن كردن از دورى ، و اجابت را دستورى . ميگويد : اى شما كه مؤمنانيد ، و رسالت را شنيديد ، و گردن نهاديد ، و واسطه پسنديديد ، اتَّقُوا اللَّهَ بترسيد از خداى ، بپرهيزيد از خشم او ، و بينديشيد ازو ، كه همه ازو : قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ . در عالم بمهربانى و بندهنوازى كه چنو اميد عاصيان به دو ، درمان بلاها ازو ، فخر كردن نه مگر بنام او ، و بر آسودن نه مگر بنشان او ، رستگى و پيوستگى نه مگر بهدايت و رعايت او ، اينست كه گفت جلّ جلاله : وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وسيلت نزديكيست ، و نزديكى سبب پيوستگى و رستگى است . وسيلت آن وسائط است كه ميان بنده و مولى دوستى را نشانست ، و سبب اتصال ميان ايشان عيانست . آن چيست كه وصلت و اتصال به آنست ؟ بزرگ داشتن امر ، و شكوه داشتن نهى ، و شفقت بر خلق ، و خدمت حق ، و كوشيدن در ابواب نوافل ، و عمارت كردن جان و دل . كوشيدن در ابواب نوافل بسه چيز توان : يكى نظر اللَّه به ياد داشتن ، دوم روزگار خود از ضايعى دريغ داشتن ، سيوم درويشى خويش در موقف عرض بشناختن . و چون نظر اللَّه ياد دارى از متقيانى . چون روزگار خود را از ضايعى دريغ دارى از عابدانى . چون درويشى خويش در موقف عرض بشناسى از خاشعانى . عمارت دل بسه چيز توان : بشنيدن علم ، و كم آميختن با خلق ، و كوتاهى امل . تا در سماع علمى در حلقهء فريشتگانى . تا از خلق بركنارى ، در شمار معصومانى . تا با كوتاهى املى از جملهء صديقانى . وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ - ميگويد : بخداى نزديكى جوييد شما كه عابدانيد