عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
118
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
شنوانيد ، و تورات داد ، و به آن خداى كه بنى اسرائيل را دريا شكافت ، و از فرعون و قبطيان برهانيد ، كه شما در تورات زانى محصن را چه مىياويد ؟ گفتند كه : رجم . رسول خدا فرمود : تا ايشان را سنگسار كردند ، و به سنگ بكشتند ، قال و نزل فيه : يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ . آن گه ابن صوريا گفت : يا محمد خواهم كه از تو سه چيز بپرسم اگر دستورى دهى ؟ رسول خدا وى را دستورى سؤال داد . اول گفت : اخبرنى كيف نومك ؟ مرا خبر ده كه خواب تو چونست ؟ رسول ( ص ) گفت : « تنام عينى و قلبى يقظان » . قال : صدقت . اخبرنى عن شبه الولد اباه ، ليس فيه من شبه امّه شيء ، او شبه امّه ليس فيه من شبه ابيه شيء . مرا خبر ده از فرزند كه گاهى به پدر ماند ، و بمادر نماند هيچ چيز ، و گاه بود كه بمادر ماند ، و شبه وى دارد ، و شبه پدر ندارد هيچ چيز . رسول خدا گفت : « ايّهما علا ماؤه ماء صاحبه ، كان الشبه له » هر كه را آب وى به بالا افتد از مرد و زن ، فرزند شبه وى گيرد . قال : صدقت ، اخبرنى ما للرجل من الولد ؟ و ما للمرأة منه ؟ مرا خبر ده كه فرزند را از مرد چه بود ؟ و از زن چه بود ؟ درين يكى توقف كرد يك ساعت . آن گه روى رسول سرخ گشت ، و عرق بر پيشانى آورد ، و گفت : « اللحم و الظفر و الدّم و الشعر للمرأة ، و العظم و العصب و العروق للرجل » . قال : صدقت . ابن صوريا چون جواب مسائل شنيد ، مسلمان گشت ، گفت : اشهد أن لا إله الا اللَّه و هذا رسول اللَّه النبى الامّى العربى الّذى بشر به المرسلون . پس جهودان بازگشتند مفتون و مخذول ، رب العزة گفت جلّ جلاله : وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ - اى ضلالته و كفره ، فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً لن تدفع عنه عذاب اللَّه . اين بر معتزله و قدريه حجتى روشن است كه رب العزّة ضلالت و كفر ايشان بارادت خود برد . و نفع و ضرر آن در دفع از رسول خود بگردانيد . أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ - اى يصلح قلوبهم و يهديهم ،