عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
115
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
قطع باشد و اگر غير آن ، روا نباشد كه در آن شفاعت كنند ، و با سقاط آن مشغول شوند ، لما روى عن عائشة ان قريشا اهمّهم شأن المرأة المخزوميّة التي سرقت ، فقالوا من يكلّم فيها رسول اللَّه ( ص ) ؟ و من يجرى عليه الا اسامة بن زيد ، حبّ رسول اللَّه ، فكلّم اسامة ، فقال رسول اللَّه : « الشفع فى حدّ من حدود اللَّه ؟ ثمّ قام فاختطب ، ثمّ قال : « انّما اهلك الّذين قبلكم ، انّهم كانوا اذا سرق فيهم الشريف تركوه ، و اذا سرق فيهم الضعيف اقاموا عليه الحدّ ، و ايم اللَّه لو أن فاطمة بنت محمد سرقت لقطعت يدها » ، و روى أنّه قال ( ص ) : « من حالت شفاعته دون حدّ من حدود اللَّه ، فقد ضادّ اللَّه ، و من خاصم فى باطل هو يعلمه ، لم يزل فى سخط اللَّه حتى ينزع » . جَزاءً بِما كَسَبا بقول كسايى نصب على الحال است ، و بقول زجاج مفعول له ، اى لجزاء فعلهما ، و بقول قطرب مصدر است ، و كذلك اعراب قوله : « نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » . فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ - اين توبه و اصلاح عمل بعد از قطع است و ردّ مال ، يعنى كه چون حدّ خداى بر وى براندند ، و مال كه برده است باز داد ، به آن مخالفت شرع و ارتكاب محظور دين كه از وى بيامده ، اگر توبت كند و در خدا زارد . و نيز نكند ، و عمل خويش باصلاح آرد ، خداى آمرزگار است و توبتپذير و بخشاينده . و دليل بر اين ، خبر ابن عمر است ، گفتا : در عهد رسول خدا زنى دزدى كرد ، و او را بگرفتند ، و به حضرت رسول خدا بردند . رسول بفرمود كه : « اقطعوا يدها » دست وى ببريد . قوم آن زن گفتند : يا رسول اللَّه ! او را مىبازخريم به پانصد دينار . رسول خدا بدان التفات نكرد ، گفت : « اقطعوا يدها » . پس دست ببريدند . آن گه آن زن گفت : يا رسول اللَّه هل لى من توبة ؟ مرا توبت هست از آنچه كردم ؟ گفت : « نعم » ، ترا توبت هست ، و تو امروز پاكى از گناهان ، چنان كه آن روز كه از مادر زادى . در آن حال اين