عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
6
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كلبى گفت : « بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ » وحش بيابانىاند : آهو و خرگور و گاو كوهى ، و هر چه صيد آن مباح است . اما تا شتر در آن نبود آن را انعام نگويند ، كه - نعم - باصل ناميست شتر را ، و آن ديگر تبعاند ، و بهيمه بسته زبان بود ، يعنى استبهم عليها المنطق و كذلك سميت العجماء ، لان المنطق استعجم عليها فلم تفصح به . و بهيمه و انعام هر دو يكساناند اما چون بلفظ مختلف بودند اضافت روا داشتند همچون حق اليقين ، و حق هم يقين است ، و انما اضيف اليه لاختلاف اللفظين . إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ - يعنى غير ما نهى اللَّه عز و جل عن اكله مما حرم عليكم فى القرآن يقرأ عليكم ، و ذلك فى قوله : حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ الى قوله وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ ، و كذلك فى قوله تعالى و تقدس : وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ . مىگويد : بهيمة الانعام شما را حلال است مگر آنچه در قرآن بر شما حرام كردند درين دو آيت كه گفتيم . آن گاه گفت : غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ آن چنان كه در حال احرام چيزى ازين صيد كه گفتيم حلال داريد كه آن هم حلال نيست ، محرم را حلال نيست كه صيد بركند ، اما صيد بحر رواست ، و شرح اين در آخر سورة بيايد بجاى خويش . يقال : رجل حرام و حرم و محرم ، و حلال و حل و محل ( 1 ) مرد را و زن را حرام گويند . إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ يثبت و يبرم ما يريد ، و يمنع و يحرم ما يريد . مردى بود در روزگار خويش او را كندى گفتندى ، راى اهل زندقه داشت . اصحاب وى او را گفتند : اعمل لنا مثل هذا القرآن . مثل اين قرآن از بهر ما بساز . گفت : آرى بسازم چيزى مثل آن . پس روزگارى خود را در حجاب داشت ، و عزلت گرفت ، و درين
--> ( 1 ) - « حرم » بكسر اول و سكون دوم ، « محرم » بضم اول و كسر سوم ، « حل » بكسر اول و تشديد دوم و « محل » بضم اول و كسر دوم و تشديد سوم .