عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

107

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً - اين همچنانست كه مصطفى ( ص ) گفت : « من سنّ سنّة حسنة فله اجرها و اجر من عمل بها الى يوم القيامة ، و من سنّ سنّة سيئة فعليه وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيامة » . وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً - اشارتست كه هر كه بنده را از ظلمت كفر بنور ايمان آرد ، يا از ظلمت بدعت بنور سنت آرد ، يا از جهل با علم آرد ، همچنانست كه وى را زنده گردانيد ، و چون وى را زنده گردانيد چنانست كه همهء مردمان را زنده گردانيد ، و حقيقت زندگانى خود علم است و ايمان و سنت ، زيرا كه زندگى زندگى دلست ، و دل بروح ايمان و سنت زنده است : سنى و ديندار شو تا زنده مانى زانكه هست * هر چه جز دين مردگى و هر چه جز سنت حزن إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ الاية - محاربان خدا و رسول ايشانند كه پيوسته با تقدير با جنگ‌اند ، در محنت اندر شكايت و در نعمت اندر بطر . بتن زنده ، بدل مرده ، بروز بطال ، بشب بيكار ، و بهمت همه زيانى را خريدار . عمر بر باد ، و بزيان بود خود شاد . نه از خصمان باك ، و نه گناهان در ياد ، عيش چون عيش فرعونان ، و ظن چون ظن صديقان ، و الحمد للَّه الملك الديان : طيلسان موسى و نعلين هارونت چه سود * چون به زير يك ردا فرعون دارى صد هزار ! پير طريقت جوانمردى را پند ميداد ، و نصيحت ميكرد كه : « اى مسكين ! تا كى ميروى و رداء مخالفت بر دوش ! دير است تا اجل ترا ميخواند يك بار با او « 1 » نيوش . اى عاشق بر شقاوت خويش ، بر خود بفروخته مايهء خويش ، پيش از ديدار عزرائيل

--> ( 1 ) - نسخهء الف : وااو .