عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
775
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
گفتهاند : راسخان در علم ايشانند كه علم شريعت بياموختند ، و آن گه باخلاص آن را كار بستند ، تا علم حقيقت اندر سر بيافتند ، چنان كه مصطفى ( ص ) گفت : « من عمل بما علم ورّثه اللَّه علما لم يعلم » . هر كه علم شريعت را كار بند نبود ، آن علم ضايع كرد ، و بر وى حجّت گردد ، و هر كه مرا آن را كار بند بود ، آن علم ظاهر حجّت وى گردد ، و علم حقيقت بعطا بيابد . إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ - اساس كونين بعزّ نبوّتست ، و ثمرهء نبوّت جمال شريعتست . شريعت راه راست ، و پيغامبران نشان راهاند ، راهبر تا نشان راه نبيند راه نبرد : أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي . ربّ العزّة پيغامبران را بخلق فرستاد ، تا راه طاعت پديد كنند ، و بنده بر آن طاعت بكرامت و مثوبت رسد ، و نيز راه معصيت پيدا كنند و از آن حذر نمايند ، تا بنده از معصيت پرهيزد ، و مستوجب عقوبت نگردد . اينت فضل بىنهايت ، و كرم بىغايت . اگر بنده را بجاى ماندى ، و رسول را نفرستادى ، و چراغ هدى بدست رسول فرا راه وى نداشتى ، بنده در غشاوهء خلقيّت و ظلمت خود رأيى بماندى . همه آن خوردى كه زهر وى بودى ، همه آن كردى كه هلاك وى در آن بودى . پس اعتقاد كن كه : پيغامبران رحمت و امامان جهانياناند ، خيار خلق و صفوت بشر ايشانند . بر سر كوى دوستى داعياناند ، و بر لب چشمهء زندگانى ساقياناند . شريعت را عنوان ، و حقيقت را برهاناند . اگر در آفرينش كائنات مقصودى بود ايشان آناند ، و اگر حقيقت را گنجى است ايشان خازناناند . إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ الآية - فرمان آمد كه : اى سيّد خافقين ! و اى مقتداى كونين ! آن تابشى كه از عالم وحى به تو رسيد ، آن را رسالت خوانند ، و پيش از تو مرسلان را هر كس باندازهء خويش داديم ، امّا آنچه از وراء عالم رسالت است ، و على