عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
72
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
پيدا شد كوشكهاى حمير از زمين روم به من آشكارا شد ، و جبرئيل آمد و همان گفت و بضربت سوم كوشكهاى صنعاء آشكارا بديدم ؛ جبرئيل همان گفت : آن گه مصطفى ص ايشان را بشارت داد ، مومنان همه شاد شدند ، گفتند الحمد للَّه كه ما را وعدهء نصرت و قوت داد . منافقان گفتند : عجب نيست اين سخن كه محمد ميگويد ، و وعدهء باطل كه مىدهد ؟ از مدينه او قصور حيره و مدائن كسرى چون بينند ؟ و ايشان را امروز چندان ترس است از دشمنان كه حاجت به آن است كه خندق پى امن مدينه فرو برند ، كى توانند كه بيرون آيند و بملك صنعاء و روم و حمير رسند ؟ رب العالمين در شان آن منافقان گفت : وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً . و تسكين دل مومنان را و تصديق وعدهء مصطفى را اين آيت فرستاد : قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ . . الاية . و معنى آنست كه : يا محمد ! بگوى ، اى خداوند پادشاهان ! پادشاهى آن را دهى كه خودخواهى او را كه خواهى بپادشاهى عزيز كنى و بنوازى و گرامى دارى ، چون محمد مصطفى مهتر عالميان ، و گزيدهء جهانيان ، و امّت وى بهينه امتان ، و نزديك خدا پسنديدگان ، او را كه خواهى خوار دارى و بيوكنى چون دشمنان وى منافقان و جهودان و مشركان . بدانكه اين ملك كارى عظيم است و صفتى بزرگ . رب العالمين در قرآن با كتاب و نبوّت قرين كرد و گفت : فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً - و قال تعالى : إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً . و گفتهاند : « الدّين بالملك يقوى ، و الملك بالدين يبقى » جاى ديگر اضافت ملك با خود كرد تخصيص و تعظيم ملك را : وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ - اين اشارت بملك مطلق است ؛ آن ملك حقيقى كه در آن جور و غصب و بىديانتى نباشد ،