عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

773

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

طَرِيقاً الى الهدى و الاسلام ، و به آن نيست كه ايشان را باسلام راه نمايد . بلى راه جهودى كه راه دوزخ است ايشان را نمايد . خالِدِينَ فِيها أَبَداً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً . اى عذابهم على اللَّه هيّن . النوبة الثالثة قوله تعالى : وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ الآية - اى خداوندى كه تقديرت را معارض نيست ، و تدبيرت را مناقض نيست ، حكمت را مردّ نيست ، و فرمانت را ردّ نيست ، آنجا كه امان تو نيست ، روى ايمان روشن نيست ، و جهد بندگى به كار نيست . يكى درنگر ، جوانمردا ! به حال آن مخذولان درگاه بىنيازى ، و راندگان قهر ازلى ، كه چون امان حق در ايشان نرسيد ، و عنايت ازلى ايشان را نگرفت ، ايمانشان به كار نيامد ، و دريافتشان بوقت معاينه سود نداشت ، و در حال حياتشان خود بار نداد ، و در نگذاشت . چه چاره مر مرا بختم چنين است * ندانم چرخ را با من چه كين است ؟ هر چند ظاهر اين آيت قومى را آمد على الخصوص ، امّا از روى اشارت حكم آن بر عموم است ، و بندگان را تنبيهى تمام است ، تا چشم عبرت باز كنند ، و ديدهء فكرت بر گشايند ، و از آن وقت معاينه بترسند : آن ساعت كه رزمهاى نفاق باز گشايند ، و سرپوشهاى زرّاقى از سر آن باز گيرند ، و دلها را منشور نوميدى نويسند ، و ديدها را كحل فراق در كشند ، و رفتهء ازلى و سابقهء حكمى در رسد ، امّا از روى فضل بنواخت و لطف ، و از روى عدل بسياست و قهر . نيكو گفت آن جوانمرد كه : آه از قسمتى كه پيش من رفته ! و فغان از