عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

687

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

خداوند خانه به آن آواز از خواب درآمد ، و در آن خانه شد ، طعمه را بگرفت و بيرون آورد . اهل مكه گفتند : او را سنگسار كنيم . حجاج گفت : هر چند بد مرد و دزد است ، امّا مهمان است ، و مهمان را كشتن روى نيست . پس او را بخوارى از شهر بيرون كردند ، به حلّهء بنى سليم فرو آمد ، و ايشان بت پرست بودند ، و با ايشان بت ميپرستيد ، تا در شرك فرو شد ، و هلاك گشت . پس ربّ العالمين در شأن وى و در مرتدّ گشتن وى اين آيت فرستاد . جويبر گفت از ضحاك از ابن عباس كه : اين آيت در شأن نفرى آمد از قريش كه از مكه به مدينه هجرت كردند ، و اسلام در پذيرفتند ، و رسول خدا ( ص ) ايشان را عطا داد . پس شقاء ازلى در ايشان رسيد ، به مكه باز گشتند ، و مرتدّ شدند . ربّ العالمين ايشان را گفت : وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ . شقاق نامى است خلاف را ، شقّ عصاء المسلمين از آن گرفته‌اند ، و آن آن باشد كه مأمور در شقّى بود و آمر در شقّى . مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى - اين‌ها در « له » دو وجه دارد : يك وجه آنست كه با مصطفى ( ص ) شود كه از اللَّه وى را هدى پيدا و وحى درست . ديگر وجه اين من را است كه بر سر آيت گفت ، كه امّت را استوارى مصطفى پيداست ، و پيغامبرى وى درست . وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ - گفته‌اند : مراد به اين اجماع اهل حق است بر حق ، در هر عصرى . اوّل آيتى كه شافعى از آن دليل گرفت بر صحّت اجماع ، اين آيت بود . حكايت كنند از شافعى كه هارون الرشيد از من طلب دليل كرد بر درستى اجماع از كتاب خدا ، و من مهلت خواستم سه روز . رفتم و سه ختم كردم به روز ، و تدبّر و تفكّر در آن تمام بجاى بياوردم . روز سيوم به آن آيت در رسيدم ، شاد گشتم ،