عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
55
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و لا إله غيره ، درين آيت دوستان خود را مىنوازد ، و روش ايشان باز مىگويد ؛ و گفتار و كردار ايشان مىستايد ، و مىپسندد . آفرين خدا بر آن جوانمردان باد كه در هر چه گويند و هر چه خواهند و هر قاعدهء كه نهند از اول نام دوست برند ، و ازو گويند ، و به او گويند ، كه با او خو كردهاند و به آن آسودهاند . با هر كه سخن گويم گر خواهم و گر نه * ز اول سخن نام توام در دهن آيد آن گه در هر چه شنوند و خوانند گويند : « آمنّا » در گفته اللَّه گويند « آمنّا » در گفتهء رسول گويند « آمنا » از ذات صمدى و صفات سرمدى شنوند گويند « آمنّا » بهشت و دوزخ و ترازو و صراط شنوند گويند « آمنّا » امروز ناديده در غيبت « آمنّا » فردا در قيامت با مشاهدت « آمنّا » جلال رؤيت ذو الجلال ، و رضوان اكبر ، هم در قيامت هم در بهشت ثمرهء « آمنّا . » - بهرچ از اوليا گويند ارزقنا و دفّقنا * بهرچ از انبيا گفتند : آمنّا و صدّقنا اگر نياز نمودند و آمرزش خواستند فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا - خداوندا ! خط كرم بر گناهان ما كش ، و اين نهادهاى ضعيف را مسوز به آتش . خداوندا ! بحرمت اين دلهاى با وصال تو خوش ، كه نسوزى ما را به آتش ! فرياد ازو كه به او بد گمانست ، از گمان بدت او را چه زيان است ! وَ قِنا عَذابَ النَّارِ خداوندا ! ما را از آتش دوزخ پرهيز ده ! و از عقوبت خويش ما را گريز ده ! - اين جا نكتهء عزيز گفتهاند : آتش هر چند قوىتر و سوزانتر بود چون آب به آن رسد نيست شود ، يا ببايد كشته گردد ، آن ساعت كه تو خلوتى را دست آرى ، و در پس زانو نشينى ، و قطرهء چند آب از چشم فروبارى ، فرشتهء را گويند اين آب نگهدار . نفسى سرد از سر حسرت و درد بر آرى ، فرشتهء ديگر را گويند