عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

568

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كه زمين وى بالاى زمين خاطب بود ، گفت : « يا زبير اسق ثمّ ارسل الماء الى جارك » . خاطب خشم گرفت ، بازگشت از پيش وى ، و فرا مقداد اسود گفت كه : حكم براى عمّه زادهء خود كرد ، رسول خدا آن سخن بشنيد متغيّر گشت . آن گه گفت : « يا زبير اسق ثمّ احبس الماء حتّى يرجع الى الجدر ، و استوف حقّك ، ثمّ ارسل الماء الى جارك » . رسول خدا در سخن اول زبير را فرمود تا با خصم مجامله نگه دارد ، و طريق افضال فرونگذارد ، پس چون آن خصم رسول را بخشم آورد ، حكم صريح كرد ، و حق زبير تمام بداد ، و كان رسول اللَّه ( ص ) لا يظلم فى الرّضا و الغضب . پس جبرئيل آمد ، و اين آيت آورد : فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ الآية - لاء اوّل بساط لاء دوم است ، و لاء دوم بدل لاء اوّل . معنى آنست كه : نه بخداى تو كه نگرويده‌اند ايشان ، تا آن گه كه ترا حاكم كنند ، و حكم تو بپذيرند در آن چيز كه در آن اختلاف افتاد ميان ايشان ، و بر قضيّت تو به هيچ گونه معارضت نيارند ، و در گمان نباشند ، و دل خويش از آن بتنگ نيارند ، و براستى گردن نهند ، و بحقيقت تسليم كنند . و تسليم بر زبان شريعت و حقيقت سه قسم است : تسليم توحيد ، و تسليم تعظيم ، و تسليم اقسام . تسليم توحيد آنست كه خداى را ناديده شناسى ، و نادريافته پذيرى . و تسليم تعظيم آنست كه سعى خود در هدايت حق نبينى ، و جهد خود در معونت وى نبينى ، و نشان خود در فضل وى نبينى . و تسليم اقسام آنست كه بر وكيلى حق اعتماد دارى ، و بظنّ نيكو تحكّم وى پذيرى ، و كوشش در حظّ نفس خود بگذارى . مفسّران گفتند : چون اين اختلاف و مشاجرت ميان زبير و خاطب برفت ، جهودى گفت : چه قوم‌اند اينان كه بنبوّت و رسالت پيغامبر خويش گواهى ميدهند ، و تنها خويش و مالهاى خويش فداى وى مىكنند ، و آن گه او را در حكم و قضيّت متّهم ميدارند ! ما كه قوم موسىايم بيك گناه كه از ما بيامد ،