عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
556
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
مصطفى ( ص ) از آن نهى كرده ، و از آن حذر نموده ، بمبالغتى تمام ، در آن خبر كه ابو الدرداء و ابو أمامة و واثلة بن الاسقع و انس بن مالك روايت كردند ، گفتند : ما در چيزى از كار دين مىخلاف كرديم ، و هر كسى از ما بر طريق منازعت در آن سخن ميگفت . رسول خدا ( ص ) در آمد ، ما را بر سر آن مجادله و گفت و گوى ديد ، خشم گرفت ، چنان كه هرگز مانند آن خشم نگرفته بود . آن گه ما را از آن باز زد ، گفت : « يا امّة محمد لا تهيّجوا على انفسكم وهج النّار » ! آتش بر خود ميفروزيد ! شما را به اين نفرمودند ! شما را ازين باز زدند ! نميدانيد كه آنان كه هلاك شدند از أمتان گذشته بمجادلت و خصومت و جدا جدا گفتن در سخن هلاك شدند ! ؟ مكنيد چنين . خلاف مكنيد كه در خلاف خير نيست ، و نفع نيست . خلاف عداوت انگيزد ميان برادران . خلاف فتنه افكند ميان برادران . خلاف شكّ و گمان و تاريكى آرد در دل مؤمنان . خلاف باطل كند عمل مسلمانان . مؤمن كه ديندار بود جنگجوى و فتنه انگيز نبود ، « ذروا المراء فانّ الممارى لا اشفع له يوم القيامة . ذروا المراء فانّ اوّل ما نهانى ربّى عزّ و جلّ عنه بعد عبادة الأوثان و شرب الخمر المراء . ذروا المراء فانّ الشّيطان قد ايس أن يعبد ، و لكنّه قد رضى منكم بالتّحريش ، و هو المراء فى الدّين . ذروا المراء فانّ بنى اسرائيل افترقوا على احدى و سبعين فرقه ، و النصارى على اثنين و سبعين فرقة ، و انّ أمّتى ستفترق على ثلاث و سبعين فرقة كلّهم على الضّلالة الا السّواد الأعظم » . قالوا : يا رسول اللَّه و ما السّواد الأعظم ؟ قال : « من كان على ما أنا عليه و أصحابى ، من لم يمار فى دين اللَّه ، و من لم يكفّر احدا من اهل التّوحيد بذنب » . آن گه گفت در آخر آيت : ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا - يعنى آنچه در آن بخلاف افتاديد ، بكتاب و سنّت باز بريد ، و جنگ و اختلاف بگذاريد ، كه شما را آن به بود ، و عاقبت پسنديدهتر بود .