عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
532
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و اصل غسل جنابت از عهد آدم ( ع ) است . آدم چون از بهشت به دنيا آمد او را با حوا صحبت افتاد . جبرئيل آمد ، گفت : اى آدم غسل كن كه اللَّه ترا چنين ميفرمايد . آدم فرمان بجاى آورد . آن گه گفت : اى جبرئيل اين غسل را ثواب چيست ؟ جبرئيل گفت : بهر مويى كه بر اندام تست ثواب يك ساله ترا در ديوان بنويسند ، و بهر قطرهء آب كه بر اندام تو گذشت ، اللَّه تعالى فريشتهاى آفريد كه تا بروز قيامت طاعت و عبادت همى آرد ، و ثواب آن ترا همىبخشد . گفت : اى جبرئيل اين مراست على الخصوص ؟ يا مرا و فرزندانم را على العموم ؟ جبرئيل گفت : تراست و مؤمنان و فرزندان ترا تا بقيامت . پس غسل جنابت اندر همه شرايع انبياء واجب بوده است ، از عهد آدم تا وقت سيد عالم صلوات اللَّه و سلامه عليهم اجمعين ، تا بعضى از ائمه گفتند : آن امانت كه آدم برداشت كه اللَّه آن را گفت : وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ آن امانت غسل جنابتست . ثمّ قال فى آخر الآية : إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا غَفُوراً - خداى در گذارندهء گناهان است ، و سترندهء عيبهاى عذر خواهان است ، و ناپيدا كنندهء جرم اوّاهان . اين دو نام از عفو و مغفرت درين موضع نهادن ، معنى آنست كه هر چه تا امروز كردى ، پيش از آنكه امر و نهى فرستادم همه برداشتم ، و از تو درگذاشتم . بندهء من ! هرگز جنايت كسى با عنايت من نتاود « 1 » ، و فضل من كه يابد ، مگر آنكه آفتاب عنايت برو تابد ! بندهء من ! اگر قصد درست كنى ، ترا بر سر را هم ، اگر از من آمرزش خواهى ، از انديشهء دل تو آگاهم ! جرم ترا آمرزگار ، و ترا نيكخواهم . هر كجا خراب عمرى است ، مفلس روزگارى ، من خريدار اوأم ! هر كجا درويشى است خستهء جرمى ، درمانده در دست خصمى ، من مولاى اوام ! هر كجا زارندهاى است از خجلى ، سر
--> ( 1 ) - نسخهء ج : من بر نيايد .